→ معارفبهاء ولد
بهاء ولد
جزو اول
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
فصل ۸۱«وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلا کَثِیراً»←فصل ۸۲«خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ وَ خَلَقَ الجْانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ»←فصل ۸۳«لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ»←فصل ۸۴گفتم این خاک در میان شیشهی این فلک است، اگرچه صورتِ مشوّش دارد امّا سِرِّ دلِ فلک است، و همچون مُشک است در حُقّه، از آنکه باطنش با صورتش به جنگ است، و با صورتِ تیره صورت نور دارد و با پوشیدگی تربیه دارد، و هرکه طبع را خلاف کند منزلتش اینچنین آمد، لاجرم ملایکه ساجد آدم آمدند.←فصل ۸۵«أَلمَ نجَعَلِ الأْرْضَ کِفاتاً. أَحْیاءً وَ أَمْواتاً »←فصل ۸۶«أَیَعِدُکُمْ أَنَّکُمْ إِذا مِتُّمْ وَ کُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّکُمْ مخُرَجُونَ . هَیْهاتَ هَیْهاتَ لِما تُوعَدُونَ »←
→ صفحهٔ قبل۳ از ۳