شعر را زندگی کن
→ تذکرهٔ تحفهٔ سامیسام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

۵۰۵- مولانا افضل سارانی تهرانیساران محلتی است از قصبه تهران و افضل در هجو و هزل اشعار میگوید و بد میگوید این مطلع از اوست :←۵۰۶- مولانا و اصلی سارانی تهرانیاو نیز از محلت مذکور است و بزرگ زاده ی آن محلت است این مطلع از اوست :←۵۰۷- مولانا رحیمی تهرانیاو نیز از قصبه تهران است اندکی از علوم نجوم و مقدمات مطالعه کرده این مطلع از اوست :←۵۰۸- مولانا غفوری رازیاز ری است و در خوانندگی اندک وقوف دارد این مطلع از اوست:←۵۰۹- مولاناجانی تهرانیاز ملازاده های آنجاست این مطلع از اوست:←۵۱۰- مولانا حفیظی تهرانیپدرش معمار آنجاست و او خود جوانی درویش و فقیر است این مطلع بدو متعلق است :←۵۱۱- مولانا دهقانی تهرانیبمکتب داری اشتغال مینمود و مرض جوع بر مزاجش غالب بود گویند در سفری آذوقه اش آخر شده بود جامه خود میخورد! از صلاحیتی خالی نبود این شعر از اوست :←۵۱۲- مولانا نیستی رازیدر جوانی فوت شد این مطلع از اوست :←۵۱۳- مولانا روحی رازیبرادر نیستی است طبعش در شعر مرغوب افتاده بود این مطلع از اوست:←۵۱۴- مولانا وفایی رازیاز جمله مریدان نور بخشیه است و خود را در نظر مردمان بلند مرتبه می نمود، این مطلع از اوست :←۵۱۵- مولانا عبدی تهرانیاین مطلع بر خلاف اشعار دیگرش خوب واقع شده :←۵۱۶- مولانا صحرایی تهرانیدر بعضی از ولایات ری بقابضی اوقات ضایع میکند و اشعار ناهموار میگوید، این مطلع از اوست :←۵۱۷- مولانا حقی تهرانیدر ولایت ری متولی یکی از مزارات است مردی زبان آور است، این مطلع از اوست :←۵۱۸- مولانا زین الدین سلطان سایلی تهراتیکدخدا زاده ی قصبه تهران است من در این حیرانم که این تخلص ناملایم بآن اسم و لقب نامعقول چون جمع شده؟!←۵۱۹- مولانا خموشی رازیاز دیار ری است و مردی بی تعین، این رباعی از اوست :←۵۲۰- مولانا همدمی تهرانیدر قصبه تهران به عطاری مشغولست این مطلع از اوست :←۵۲۱- مولانا لطفی تهرانیپدرش در قصبه تهران بصرافی اوقات میگذراند . این مطلع از اوست :←۵۲۲- مولانا عطایی سبزواریمردی فقیر و گوشه نشین بود و بترک دنیا گفته اوقات به عبادات صرف میکرد و از مردم چیزی قبول نمیکرده ؛ شعرا و اکثر در منقبت بود، ترجیعی که جهت ائمه صلواه الله علیهم گفته مشهور است و این بیت بند آن ترجیع است :←۵۲۳- مولانا آسیاز قبیله آس است میگفت که شاعری را بمن در خواب داده اند! این مطلع از اوست :←۵۲۴- مولانا لباسیاز جمله شعرای همدان است این مطلع از از اوست :←۵۲۵- مولانا نوری نیشابوریبه کحالی اوقات میگذراند و مشغول با وجود فقر به بذل دینار و درم مقبول طبایع نزدیک و دور بود، در شعر هرگز زبان بمدخ کسی نمی گشود این مطلع از اوست :←۵۲۶- مولانا خرابی قمیاکثر اوقات در گورستانها بسر می برد و عاشق پیشه و لوند مشرب بود این مطلع از اوست :←۵۲۷- مولانا زاری سبزواریشاعری پاکیزه گوست و این مطلع از اوست و خوب گفته :←۵۲۸- مولانا مثالی کاشانیطبعش بلند بود چنانکه میخواست جواب خمسه گوید اما با تمام آن توفیق نیافت این مطلع از اوست :←۵۲۹- مولانا محنتی شیرازیواعظ خوشخوان بود و گاهی در اثنای وعظ شعر خود میخواند و حالی میکرد که موجب نفرت مردم می شد، این مطلع از اوست :←۵۳۰- مولانا مجلدی خراسانیاز ولایت خراسان است و اوقات به مجلدی و شاعری میگذراند و گاه، گاهی از عشق پری رویان آشفته میگردد و شعری میگویداین مطلع از اوست :←۵۳۱- مولانا عالی سمرقندیاز شعرای غیر مشهور ماوراءالنهر است و این مطلع تعلق بدو دارد :←۵۳۲- مولانا عاکفی سمرقندیاو نیز سمرقندی است و این مطلع از اوست :←۵۳۳- مولانا عبدالوهاب رشتیاز فضلای رشت گیلانست و در علوم نجوم ماهر و احکام او در آن امر بر همه کس ظاهر و عروض و قافیه و صنایع شعری را خوب دانسته و بغایت خلیق و خوش صحبت بوده و در همه روشی شعر گفته این ابیات از اوست :←۵۳۴- مولانا مایلی رشتیاو نیز از جمله متعینان آنجاست و خالی از حیثیتی نبوده و طبعش در شعر شوخی مینموده این چند مطلع از اوست :←۵۳۵- مولانا سالکی رشتیاو نیز از آنجاست مرد خوش طبع شیرین کلام بوده و خط نستعلیق را بغایت خوب مینوشته و مدت سی سال اوقات با لوندان و خوش طبعان هرات صرف کرده و در اواخر عمر بوطن خود آمده در آنجا وفات یافته . دیوان غزل تمام کرده است این ابیات از اوست :←۵۳۶- مولانا فاضلی رشتیاو نیز از چپانیان و لونذان آنجا بوده و اوقات بخیاطی میگذرانیده این ابیات از اوست :←۵۳۷- مولانا کابلی رشتیاو نیز از آنجاست و در اول مرد متمول بوده و آخر اوقات بخیاطه تابی میگذرانیده شعر بسیار گفته فاما قابل شهرت کمتر بوده، در حین مراجعت حاکم گیلان از سفر قصیده ای گفته این مطلع آن قصیده است :←۵۳۸- مولانا صاینی رشتیاز آنجاست و خالی از فضیلتی نبوده و مرد صادق و پاک اعتقاد است و اکثر بمداحی گذرانیده این مطلع از اوست :←۵۳۹- مولانا حسن مویینه دوز گیلانیاز آنجاست و مرد چپانی و اوباش وضع است و با وجود این حال اختلاط ظاهری او خوب و دلنواز افتاده چون از شنایع باطنی خالی نیست از این ممر همیشه او از مردم و مردم از او زحمت می کشند و تا غایت که عمرش از سبعین گذشته و بسر حد ثمانین رسیده همین حال دارد . امید که بعد از این به مقتضای سن ترک افعال ذمیمه نماید . باعتقاد خودش طبع نظمش چاشنی کلام و حسن دارد و میگوید که دیوان غزل تمام کرده و لایعلم الغیب بهر حال این دو مطلع از اوست :←۵۴۰- مولانا نعمت الله رشتیهم از مردم آنجاست و از ظلم امیره دیباج جلای وطن نموده مدت مدید است که در گرجستان ساکن است گاهی نظمی از او سر میزند این مطلع و ابیات از اوست :←۵۴۱- مولانا دوانی شیرازیشیرازی الاصل است و از جمله سکنه آنجاست ( هرات ) و بر مالی شهرت یافته در آن فن بدل ندارد، این ابیات از اوست :←۵۴۲- مولانا غوغاییاز جمله سکنه آنجا و استر آبادی الأصل است و از عروض و قافیه و صنایع شعری خبردار بوده چون در اعتقاد خلل تمام داشته همیشه اعمال ناشایست از او سر میزده، با جوان ساده رویی در خلوت سر آورده از زخم کاردی که از او خورده سر دفتر مسافران عدم گشته این ابیات از اوست :←۵۴۳- مولانا میر شریفهم از جمله سکنه آنجاست و هروی الأصل است، در علم موسیقی بی نظیر و آواز خوش او بغایت دل پذیر است، چون روی توجه بجانب کسب سایر کمالات دارد امید که توفیق یافته از اقران ممتاز گردد و با وجود صغر سن حسن نظمش مستحسن افتاده این ابیات از اوست :←۵۴۴- مولانا ابو اسحقاو نیز از جمله سکنه آنجاست مرد فاضل آدمی صفت و بسیار خلیق و بی آزار و بغایت حلیم و همواره بوده و پیش از آنکه از ثمره ی شجره ی فضیلت بهره یابد از میوه ی عمر گرانمایه بی بهره گشته این دو مطلع از اوست :←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth