→ وحدت کرمانشاهیوحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱آنکه ناید به دلش رحم ز بیماری دل←شمارهٔ ۴۲شکست گر دلت از کس مرنج ای عاقل←شمارهٔ ۴۳تا چند سرگران ز مدار جهان شوم←شمارهٔ ۴۴ما سالها مجاور میخانه بودهایم←شمارهٔ ۴۵منت خدای را که خدا را شناختیم←شمارهٔ ۴۶با توسن خیال به هر سو شتافتیم←شمارهٔ ۴۷دی مغبچهای گفت که ما مظهر یاریم←شمارهٔ ۴۸گفتگوی زاهد از علم است و ظن←شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین←شمارهٔ ۵۰ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او←شمارهٔ ۵۱به عقل غره مشو تند پا منه در راه←شمارهٔ ۵۲از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده←شمارهٔ ۵۳رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری←شمارهٔ ۵۴یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری←شمارهٔ ۵۵ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی←شمارهٔ ۵۶یار اگر با ما ز راه لطف بنشیند دمی←شمارهٔ ۵۷صحبت دوستان روحانی←شمارهٔ ۵۸رسید موسم پیری گذشت دور جوانی←شمارهٔ ۵۹به من فرمود پیر راه بینی←شمارهٔ ۶۰یاس را هرگز مباد ای دوست در دل ره دهی←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲