→ دیوان اشعارادیب الممالک
ادیب الممالک
مقطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱تا سپهدار به شطرنج هنر←شمارهٔ ۱۶۲ادیب گفت بر اندام ملک و پیکر دین←شمارهٔ ۱۶۳ای ملک ملک فضل ای که خرد را←شمارهٔ ۱۶۴ - در زیر عکس جناب منتظم الدوله آقای مصطفی قلیخان فیروزکوهی نوشتممنتظم الدوله فیروز بخت←شمارهٔ ۱۶۵به حاجی رضا خان دکتر ز من گو←شمارهٔ ۱۶۶ - زوال نایب السلطنه قرا گوزلونایب السلطنه آن کز سیرتش←شمارهٔ ۱۶۷مدار غصه که خون منت حلال بود←شمارهٔ ۱۶۸ابوالفتح خان ای که ایوان قدرت←شمارهٔ ۱۶۹عاشق شدی عجوزه دنیا را←شمارهٔ ۱۷۰ - در نکوهش شاعری که یک خان بختیاری را مدح گفته بودای ستاده به بزم تحقیقت←شمارهٔ ۱۷۱ - مطایبهای ملکزاده راندم ابیاتی←شمارهٔ ۱۷۲پیمان شکسته یار و، شده دهر نابکار←شمارهٔ ۱۷۳گفتی ای دوست مرا با چه سمت می شمری←شمارهٔ ۱۷۴به سردار اسعد بگو ای که از دم←شمارهٔ ۱۷۵خلق گویندم با بار گنه بر در میر←شمارهٔ ۱۷۶دیدم میان کوچه پیر لبو فروشی←شمارهٔ ۱۷۷شاد زی ای شهریار قدر دان کز فضل تو←شمارهٔ ۱۷۸یا امین الحق کهف الخلق شمس المذهب←شمارهٔ ۱۷۹جواب نامه نیامد ز شاه و چشمم گشت←شمارهٔ ۱۸۰ - به مستشار عدلیه بالبداهة نگاشتهز من ای صبا نهانی تو به مستشار برگو←شمارهٔ ۱۸۱بحاجی رضاخان دکتر بگوی←شمارهٔ ۱۸۲تو ای خاکدان پی برافراز آبی←شمارهٔ ۱۸۳ای خواجه عون سلطنه ای داوری که نیست←شمارهٔ ۱۸۴میر یحیای دولت آبادی←شمارهٔ ۱۸۵صاحبا چند خفته ای در مهد←شمارهٔ ۱۸۶دادگر شاها پس از پنجاه سالی پادشاهی←شمارهٔ ۱۸۷خدایگانا تا کار ملک راست کنی←شمارهٔ ۱۸۸ - شکایت از روزنامه نگاری خودخدایگان من از حال بنده بیخبری←شمارهٔ ۱۸۹ای مسیحای زمان ای که به اعجاز سخن←شمارهٔ ۱۹۰ - شکایت از نصرت السلطنه مهردار مظفرالدین شاهخدایگانا از مهردار شه فریاد←شمارهٔ ۱۹۱ - نعت رسول اکرم به پارسییگانه رادی کش کردگار بی همتا←شمارهٔ ۱۹۲ - در ۱۳۲۱ خطاب بناظم الاسلام کرمانی مدیر جریده نوروزبیا که همره موسی شویم در که طور←شمارهٔ ۱۹۳ - مرتجلا در وصف مظفرالدین شاه هنگام شکار روباه گفتهآن شنیدم که در این روز یکی روبه زفت←شمارهٔ ۱۹۴گویند در عمارت بابل بجای ماند←شمارهٔ ۱۹۵ - ماده تاریخ میرزا علی اکبرخان پسر میرزاعلی قائم مقام در ۲۶ صفر ۱۳۲۹ویرانه کرد چرخ بستان و کاخ ما←شمارهٔ ۱۹۶ - از حکایات بخشش قاآنبه شهری کش از بس هوا بود سرد←شمارهٔ ۱۹۷ - سال اشغال ۱۳۳۲سال اشغال رفته از هجرت←شمارهٔ ۱۹۸نداشت چون سوی مقصود ره بکسوت خویش←شمارهٔ ۱۹۹ - در مقدمه شاهنامهفروشد به فرمان یزدان پاک←شمارهٔ ۲۰۰با تو ای چرخ زنم به نیرو گرچه←