شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارصفایی جندقی
صفایی جندقی

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بند ۴۱رفتی پدر تو تفته جگر از جهان دریغ←بند ۴۲بردار ای صبا قدمی سوی مادرم←بند ۴۳غلطان به خون و خاک تو را پاره‌تن دریغ←بند ۴۴کای از غمت برادر با جان برابرم←بند ۴۵کای باب ما مگر نه ز آل پیمبریم←بند ۴۶بگشای چشم و قافله را در گذار بین←بند ۴۷برخیز و وضع حال من از روزگار بین←بند ۴۸کای کشتهٔ جفا سوی ما یک نظر ببین←بند ۴۹چون عمر خویش قافله را در گذر ببین←بند ۵۰کز هر جفا که رفت و رود برسرم دریغ←بند ۵۱رفتی تو خشک لب ز جهان ای پدر دریغ←بند ۵۲کز کربلا به دیدهٔ خونبار می‌رویم←بند ۵۳کز نینوا اسیر و گرفتار می رویم←بند ۵۴دشمن گرفت سخت سخت و منت واگذاشتم←بند ۵۵نالید آنقدر که زبان از فغان فتاد←بند ۵۶تا ماجرای ماتم او در میان فتاد←بند ۵۷در کربلا نه آب به قیمت گران فتاد←بند ۵۸در شرح این ستم که نگفتم یک از هزار←بند ۵۹دشمن بر او زیاده از این قصد کین نداشت←بند ۶۰بر پا ستاده قدوه قوم شقا دریغ←بند ۶۱دردا که بعد واقعه ی کربلا هنوز←بند ۶۲خون خدا چو ریخت به خاک از در ستم←بند ۶۳در ماتم تو تا نچکید اشکم از قلم←بند ۶۴این بود آخر اجر رسول از پیمبری←بند ۶۵اقسام ظلم ها که در امکان خلق بود←بند ۶۶گفتی که خود نکرد کس آن کشته را کفن←بند ۶۷خود بر تو عرش و فرش نه تنها گریستند←بند ۶۸بر تشنه کامیش نه همین بحر و بر گداخت←بند ۶۹ای وا دریغ کآل پیمبر جوان و پیر←بند ۷۰دردا که دیو و دام بیابان کربلا←بند ۷۱این کشته سر نهاد به دامان کربلا←بند ۷۲نوح غریق یونس عمان کربلا←بند ۷۳جز داغ و درد و تاب و تن از خوان کربلا←بند ۷۴بیع و شرای آب همانا روا نبود←بند ۷۵در شرع رسم رأفت و رحمت بنا نبود←بند ۷۶نازل ز آسمان به زمین یک بلا نشد←بند ۷۷داری اگر به سر سر سودای کربلا←بند ۷۸نفسی که خواند از در حشمت پیمبرش←بند ۷۹ازکید خیل کفر خداوند دین دریغ←بند ۸۰گیتی پس از تو دایره اش بی مدار باد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth