شعر را زندگی کن
→ گزیدهٔ اشعارطغرای مشهدی
طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۱ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست←شمارهٔ ۳۲۲عمری ست که همخوابه میناست درین بزم←شمارهٔ ۳۲۳از چشمه سار آبله، سرسبز شد راه طلب←شمارهٔ ۳۲۴عاشق و معشوق را با هم زبان و دل یکی ست←شمارهٔ ۳۲۵بی روی تو، شبنم سحرخیز←شمارهٔ ۳۲۶ز بس مرغ نگاهم چیده گل از باغ رخسارش←شمارهٔ ۳۲۷به پنجه مژه از باغ، ژاله باید چید←شمارهٔ ۳۲۸همنشین بی نفاق از بس درین محفل کم است←شمارهٔ ۳۲۹زین گلستان همه سودم به زیان می ماند←شمارهٔ ۳۳۰تو تاب درد نداری، مپرس درد مرا←شمارهٔ ۳۳۱کسی که چیده به بیداری از رخت گل حیرت←شمارهٔ ۳۳۲گر به خون دل درین بستان گرفتم کلبه ای←شمارهٔ ۳۳۳هر کار مشکل کآمد به پیشم←شمارهٔ ۳۳۴آنچه من می کشم از طالع رم کرده خویش←شمارهٔ ۳۳۵در مدرسه عشق، چو من بی خبری نیست←شمارهٔ ۳۳۶بی نصیب از باغ وصلش بر نمی آید دلم←شمارهٔ ۳۳۷دو چشم من چو بر آن شوخ بی وفا افتاد←شمارهٔ ۳۳۸بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را←شمارهٔ ۳۳۹از رشک آبیاری ساقی در آتشیم←شمارهٔ ۳۴۰پیغام نگار ما نیامد←شمارهٔ ۳۴۱چه غم گر گنج بادآورد گل فصل خزان گم شد←شمارهٔ ۳۴۲خواهد از شاخ مکافات به صدرنگ دمید←شمارهٔ ۳۴۳از گردش یک چشم تو، پیمانه صد غم می خورد←شمارهٔ ۳۴۴آیینه از رخ تو گل تازه می کشد←شمارهٔ ۳۴۵دل به امید عشق او، تن به هوس نمی دهد←شمارهٔ ۳۴۶ز رخ، چشم تو مستی در بهشت افتاده را ماند←شمارهٔ ۳۴۷بس که از چشم تر ما آستین نمناک شد←شمارهٔ ۳۴۸در کار غم عشق، دلم گشت ز خود جمع←شمارهٔ ۳۴۹کی ز بیداد تو، عاشق به کسی داد کند←شمارهٔ ۳۵۰زخم ما چون زخم سوسن گشت سرتاسر کبود←شمارهٔ ۳۵۱ما خوی گرفته وصالیم←شمارهٔ ۳۵۲هر کجا گلشن حسن تو گشاید در فیض←شمارهٔ ۳۵۳حرفی که به سرگوشی ازان شوخ زند سر←شمارهٔ ۳۵۴مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش←شمارهٔ ۳۵۵کی بود دیوانگان را ترسی از باران سنگ؟←شمارهٔ ۳۵۶زخمی تیغ خمارم، کو مروت پیشه ای←شمارهٔ ۳۵۷گل گل رخ تو از قدح مل شکفته شد←شمارهٔ ۳۵۸درین چمن، گل امسال همچو پار نبود←شمارهٔ ۳۵۹گل به کاخ غنچه برگردید، تا روی تو دید←شمارهٔ ۳۶۰آغوش نظر تنگ است، آن یار نمی گنجد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth