شعر را زندگی کن
→ گزیدهٔ اشعارطغرای مشهدی
طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۶۱زلفی که بر زبان و دل شانه بگذرد←شمارهٔ ۳۶۲بس که خیال آن پری، مایه دردسر شود←شمارهٔ ۳۶۳بدین سان رخ ز من گر آن گل بدخو بگرداند←شمارهٔ ۳۶۴ز شور جلوه گاهش می توان یافت←شمارهٔ ۳۶۵در ازل نگشود چشمم تا غمش پیدا نشد←شمارهٔ ۳۶۶گفتگوی گلشن رویش دهان را تازه کرد←شمارهٔ ۳۶۷مرا به نسبت آدم، زمانه خوار کند←شمارهٔ ۳۶۸گل خورشید اگر گلدسته می شد←شمارهٔ ۳۶۹چشم مرا به شوق رخت خواب می برد←شمارهٔ ۳۷۰نازم به دام زلف تو کز طایر دلم←شمارهٔ ۳۷۱دل پیش تو از طعنه اغیار نترسد←شمارهٔ ۳۷۲به امیدی که چو طفل نگهم بازآیی←شمارهٔ ۳۷۳نمی استد به زور صبر، اشک غربت آلودم←شمارهٔ ۳۷۴در ساز فغانم ره آواز غلط شد←شمارهٔ ۳۷۵رهبری کو تا دل از سرگشتگی بی غم شود←شمارهٔ ۳۷۶در شب وصل، نمایان شدن صبح فراق←شمارهٔ ۳۷۷از خشکسال، رند قدح نوش را چه غم←شمارهٔ ۳۷۸لبت چگونه دلم را به وعده شاد ندارد←شمارهٔ ۳۷۹ز بس به اهل وطن می کشد دلم در هند←شمارهٔ ۳۸۰بر سر تردامنی، دوزخ ز جانم تاب برد←شمارهٔ ۳۸۱با درد من دوای کسی سازگار نیست←شمارهٔ ۳۸۲این یک دم نابود، چه باشد چه نباشد←شمارهٔ ۳۸۳کس به فریاد جرس گر نرسد، جا دارد←شمارهٔ ۳۸۴اشکم نمی کشد پای، از راه کوچه گردی←شمارهٔ ۳۸۵شانه روشن کرد چشمم را و زلفش تیره ساخت←شمارهٔ ۳۸۶سرزلف ترا تا دید دل، از پای می افتد←شمارهٔ ۳۸۷از عقده های زلف بتان شانه نگذرد←شمارهٔ ۳۸۸تبسم از لب آن تندخو نمی آید←شمارهٔ ۳۸۹عمرم همه صرف گلرخان شد←شمارهٔ ۳۹۰دل داده ام به یار، ببینم چه می شود←شمارهٔ ۳۹۱با روی تو خورشید جهانگرد چه باشد←شمارهٔ ۳۹۲با رنگ نوبهاری، چون در خزان برآیی←شمارهٔ ۳۹۳نکنم باور ازان سست وفا، عهد وصال←شمارهٔ ۳۹۴عشوه بیرون نمی رود ز تنش←شمارهٔ ۳۹۵در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد←شمارهٔ ۳۹۶خاک غربت شود اندوه وطن را درمان←شمارهٔ ۳۹۷پای تا سر چون جرس گوشم، ولی زین کاروان←شمارهٔ ۳۹۸دندان ستم بر همه تیز است فلک را←شمارهٔ ۳۹۹نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی←شمارهٔ ۴۰۰بی توام در سیر گل، تن با خزان همدرد شد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth