شعر را زندگی کن
→ اقبال لاهوریاقبال لاهوری
اقبال لاهوری

زبور عجم

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - به خوانندهٔ کتاب زبورمی‌شود پردهٔ چشمم پر کاهی گاهی←بخش ۲ - حصه اولز برون در گذشتم ز درون خانه گفتم←بخش ۳ - دعایارب درون سینه دل با خبر بده←بخش ۴ - عشق شور انگیز را هر جاده در کوی تو برد«عشق شور انگیز را هر جاده در کوی تو برد»←بخش ۵ - درون سینهٔ ما سوز آرزو ز کجاست؟درونِ سینهٔ ما سوزِ آرزو ز کجاست؟←بخش ۶ - غزل سرای و نواهای رفته باز آورغزل سُرای و نواهای رفته باز‌آور←بخش ۷ - ای که ز من فزوده‌ای گرمی آه و ناله راای که ز من فزوده‌ای گرمی آه و ناله را←بخش ۸ - از مشت غبار ما صد ناله برانگیزیاز مشتِ غبار ما صد ناله برانگیزی←بخش ۹ - من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازممن اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم←بخش ۱۰ - بصدای درمندی بنوای دلپذیریبصدای درمندی بنوای دلپذیری←بخش ۱۱ - بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش رابر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را←بخش ۱۲ - نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزستنوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست←بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظارهدل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره←بخش ۱۴ - گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هستگرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست←بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من استاین جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است←بخش ۱۶ - فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنینفصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین←بخش ۱۷ - برون کشید ز پیچاک هست و بود مرابرون کشید ز پیچاک هست و بود مرا←بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشانخیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان←بخش ۱۹ - تو باین گمان که شاید سر آستانه دارمتو باین گمان که شاید سر آستانه دارم←بخش ۲۰ - نظر به راه‌نشینان سواره می‌گذردنظر به راه‌نشینان سواره می‌گذرد←بخش ۲۱ - بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون بهبر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به←بخش ۲۲ - یا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنهیا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنه←بخش ۲۳ - عقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیستعقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیست←بخش ۲۴ - سوز و گداز زندگی لذت جستجوی توسوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو←بخش ۲۵ - درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقیدرین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی←بخش ۲۶ - ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک اندازساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز←بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی دهاز آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده←بخش ۲۸ - ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیمز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیم←بخش ۲۹ - دل بی قید من با نور ایمان کافری کردهدل بی قید من با نور ایمان کافری کرده←بخش ۳۰ - ز شاعر ناله مستانه در محشر چه می‌خواهیز شاعر ناله مستانه در محشر چه می‌خواهی←بخش ۳۱ - نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانینه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی←بخش ۳۲ - مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تستمرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست←بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائیخوشتر ز هزار پارسائی←بخش ۳۴ - بر جهان دل من تاختنش را نگریدبر جهان دل من تاختنش را نگرید←بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوزمرا براه طلب بار در گل است هنوز←بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگارانزمستان را سرآمد روزگاران←بخش ۳۷ - هوای خانه و منزل ندارمهوای خانه و منزل ندارم←بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابماز چشم ساقی مست شرابم←بخش ۳۹ - شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابیشب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی←بخش ۴۰ - درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگردرین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth