شعر را زندگی کن
→ اسدی توسیاسدی توسی
اسدی توسی

گرشاسپ‌نامه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱۲۱ - داستان قبادگوی بد هنرمند نامش قباد←بخش ۱۲۲ - رفتن نریمان به شهر فغنشورنریمان از آن پس چو یک مه نشست←بخش ۱۲۳ - خبر یافتن فغفور از کشتن جرماس و قلاوز آن روی جرماس و جنگی قلا←بخش ۱۲۴ - رزم گرشاسب با سالار فغفورچو زد روز بر تیره شب دزدوار←بخش ۱۲۵ - جادویی کردن ترکان بر ایرانیانچنین بود یک هفته پیوسته جنگ←بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگردهی دید در راه در دشت و راغ←بخش ۱۲۷ - آمدن فغفور به جنگ نریمانسوی لشکرش پهلوان رفت باز←بخش ۱۲۸ - رسیدن گرشاسب به نزد نریمان و گرفتاری فغفوراز آن پس نریمان چو شد چیره دست←بخش ۱۲۹ - نامه گرشاسب به نزد فریدونسپهبد گزید این همه چار ماه←بخش ۱۳۰ - خبر یافتن فریدون از آمدن نریمانازین مژده چون آگهی یافت شاه←بخش ۱۳۱ - پاسخ نامه گرشاسب از فریدوننبشت آن گهی پاسخش باز و گفت←بخش ۱۳۲وز آن سو نریمان چو یک مه ببود←بخش ۱۳۳ - زادن سام نریمانپسر زاد ماهی که از چرخ مهر←بخش ۱۳۴ - داستان قباد کاوهچو شد پهلوان بسته ره را کمر←بخش ۱۳۵ - داستان گرشاسب با شاه طنجهکنون از شه طنجه و پهلوان←بخش ۱۳۶ - رزم دیگر گرشاسب با شاه طنجهسپیده چو شب را به بر درگرفت←بخش ۱۳۷ - جنگ دیگر گرشاسب با شاه طنجهچو شاه حبش سوی خاور گریخت←بخش ۱۳۸ - گردیدن گرشاسب و عجایب دیدنسپهبد چو از طنجه برگاشت باز←بخش ۱۳۹به ایران سوی شاه با فرهی←بخش ۱۴۰ - سپری شدن روزگار گرشاسباز آن پس جهان پهلوان گاه چند←بخش ۱۴۱ - پند دادن گرشاسب نریمان رابرفتند گریان و گرشاسب باز←بخش ۱۴۲ - وفات گرشاسب و مویه بر اواز آن پس چو روز دهم بود خواست←بخش ۱۴۳ - خبر یافتن فریدون از مرگ گرشاسبچو نزد فریدون ز سوگ و ز غم←بخش ۱۴۴ - در خاتمت کتابشد این داستان بزرگ اسپری←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth