شعر را زندگی کن
سنایی

قصاید و قطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱هر چند در میان دو گویم زمین و چرخ←شمارهٔ ۱۲۲آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم←شمارهٔ ۱۲۳زشت همی گویی هر ساعتم←شمارهٔ ۱۲۴چو بر قناعت ازین گونه دسترس دارم←شمارهٔ ۱۲۵ای یوسف نامی که همیشه چو زلیخا←شمارهٔ ۱۲۶عمر دو نیمه‌ست و ازین بیش نیست←شمارهٔ ۱۲۷چند روزی درین جهان بودم←شمارهٔ ۱۲۸از زهر به مغزم رسید بویی←شمارهٔ ۱۲۹خواجه بفزود ولیکن به درم←شمارهٔ ۱۳۰چون من بره سخن درون آیم←شمارهٔ ۱۳۱گاهی ز دل بود گله گاهی ز دیده‌ام←شمارهٔ ۱۳۲از خلد برین یاد کنم روی تو بینم←شمارهٔ ۱۳۳دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم←شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح عمادالدین محمدبن منصورای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم←شمارهٔ ۱۳۵ - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتندما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم←شمارهٔ ۱۳۶گر تو به دو گانه‌ای ز ما پیشی←شمارهٔ ۱۳۷ای علایی ببین و نیک ببین←شمارهٔ ۱۳۸گفت حکیمی که مفرح بود←شمارهٔ ۱۳۹چند گویی که زحمتت کردم←شمارهٔ ۱۴۰منم آن مفلسی که کیسهٔ من←شمارهٔ ۱۴۱ای به عین حقیقت اندر عین←شمارهٔ ۱۴۲چنگری ای پارسا در عاشق مسکین به کین←شمارهٔ ۱۴۳در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن←شمارهٔ ۱۴۴پای بلقاسم ز پای بلحکم بشناس نیک←شمارهٔ ۱۴۵زهرهٔ مردان نداری خدمت سلطان مکن←شمارهٔ ۱۴۶ای برادر خویش را زین جمع خودبینان مکن←شمارهٔ ۱۴۷دعوی دین می‌کنی با نفس دمسازی مکن←شمارهٔ ۱۴۸یک روز بپرسید منوچهر ز سالار←شمارهٔ ۱۴۹روزگاریست که کان گهرند←شمارهٔ ۱۵۰خواهد که شاعران جهان بی صله همی←شمارهٔ ۱۵۱چو شعر حکیمانه گفتم ترا←شمارهٔ ۱۵۲هر که چون کاغذ و قلم باشد←شمارهٔ ۱۵۳ای خرد را جمال و جان را زین←شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح جمال المعاشرین قوالای جمال معاشران چونست←شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاهخواجه سلام علیک کو لب چون نوش او←شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح بهرامشاهخواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او←شمارهٔ ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسفرفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو←شمارهٔ ۱۵۸ - در هجای علی سه بوسشایا کشیخان بد اصل ای سه بوسش←شمارهٔ ۱۵۹با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل←شمارهٔ ۱۶۰در چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth