→ دیوان اشعارسنایی
سنایی
قصاید و قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱ - تقاضای گوشت و انگورای چو ماهی نشسته در خرگاه←شمارهٔ ۱۶۲ - در رثای محمد بهروزاعتقاد محمد بهروز←شمارهٔ ۱۶۳گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان←شمارهٔ ۱۶۴ای فلک شمس شرف جاه تو←شمارهٔ ۱۶۵بخور من بود دود درمنه←شمارهٔ ۱۶۶ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده←شمارهٔ ۱۶۷ای زده بر فلک سراپرده←شمارهٔ ۱۶۸این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه←شمارهٔ ۱۶۹شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی←شمارهٔ ۱۷۰تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی←شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح خواجه اسماعیل شنیزیعلم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی←شمارهٔ ۱۷۲اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی←شمارهٔ ۱۷۳پسری دیدم پوشیده قبای←شمارهٔ ۱۷۴به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم←شمارهٔ ۱۷۵سخا و سخن جان محضست ایرا←شمارهٔ ۱۷۶نکند دانا مستی نخورد عاقل می←شمارهٔ ۱۷۷کسی را کو نسب پاکیزه باشد←شمارهٔ ۱۷۸شربهای جهان همه خوردیم←شمارهٔ ۱۷۹شد دیدهٔ من سپید از وعدت←شمارهٔ ۱۸۰ - از زبان تیر خراسای لاف زنی که هر کجا هستی←شمارهٔ ۱۸۱برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست←شمارهٔ ۱۸۲چون به ملک اندر بر آرد گردی از مردان مرد←شمارهٔ ۱۸۳ - هم در هجای معجزی شاعرمعجز معجزی پدید آمد←شمارهٔ ۱۸۴ - در رثای امیر معزیشد باز گهر طبع گهرزای معزی←شمارهٔ ۱۸۵ - و نیزسخن را به خواب اندرون دوش گفتم←شمارهٔ ۱۸۶ - در هجای علی سه بوسشای سه بوسش به آدمی ناژی←شمارهٔ ۱۸۷به شعر اندرت مردم خواندم ای خر←شمارهٔ ۱۸۸روی من شد چو زر و دیده چو سیم←شمارهٔ ۱۸۹زشتم خواندی و راست گفتی←شمارهٔ ۱۹۰خسرو از مازندران آید همی←شمارهٔ ۱۹۱ - در هجای شهابیمرا شهابی گر هجو کرد صد خروار←شمارهٔ ۱۹۲خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد←شمارهٔ ۱۹۳ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی←شمارهٔ ۱۹۴خود درشتی گر ببیند کور چشم و کور دل←شمارهٔ ۱۹۵احوال خود چه عرض کنم هر زمان همی←شمارهٔ ۱۹۶گوگرد سرخ خواست ز من سبز من پریر←شمارهٔ ۱۹۷ - در رثاءتابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی←شمارهٔ ۱۹۸هم اکنون از هم اکنون داد بستان←شمارهٔ ۱۹۹چونت نپرسم بگویی اینت کراهت←شمارهٔ ۲۰۰اگر بد گمان گشتی ای دوست بر من←