→ واسطة العقدجامی
جامی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۸۱سوی بیمار خود ای جان جهان دیر آیی←شمارهٔ ۴۸۲مشک تر بر برگ گل سودی بلای جان شدی←شمارهٔ ۴۸۳چو گرد ماه خط مشکبو بگردانی←شمارهٔ ۴۸۴در کمندت به گرفتاری من نیست کسی←شمارهٔ ۴۸۵بپوش خط بناگوش نازنین کسی←شمارهٔ ۴۸۶بیمار تو شدم به عیادت نیامدی←شمارهٔ ۴۸۷نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری←شمارهٔ ۴۸۸ای ز غمهای تو با مردن برابر زندگی←شمارهٔ ۴۸۹ای که به شیرین سخنی نرخ شکر می شکنی←شمارهٔ ۴۹۰ای سپهر از هجر یارم سوختی←شمارهٔ ۴۹۱دو ساعد تو که آیین هر دو هست یکی←شمارهٔ ۴۹۲ای از دو جام لعلت ما را تمام نیمی←شمارهٔ ۴۹۳دی جعد عنبر افشان برماه بسته بودی←
→ صفحهٔ قبل۱۳ از ۱۳