شعر را زندگی کن
جامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۴۱ای به بالا بلای جان همه←شمارهٔ ۴۴۲منم عاشق و بیدل و مبتلا←شمارهٔ ۴۴۳تا چو قدح با دل پر خون نیی←شمارهٔ ۴۴۴چون هوای باغ با این شکل موزون کرده‌ای←شمارهٔ ۴۴۵چه سود ازآنکه کم از کبک خوشخرام نیی←شمارهٔ ۴۴۶خوی خود را کرده ای چون روی و نیکو کرده ای←شمارهٔ ۴۴۷انت شمس البقا و غیرک فی←شمارهٔ ۴۴۸بیا بیا که صدای درای و بانگ حدی←شمارهٔ ۴۴۹فداک امی یا غایة المنی و ابی←شمارهٔ ۴۵۰ماییم شسته زآب می دست از همه آلودگی←شمارهٔ ۴۵۱تویی آن آفتاب عالم آرای←شمارهٔ ۴۵۲آمدی و آتشم به خانه زدی←شمارهٔ ۴۵۳بر اوج حسن چون خورشید فردی←شمارهٔ ۴۵۴چند باشم چشم بر در، گوش بر آواز پای←شمارهٔ ۴۵۵خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی←شمارهٔ ۴۵۶همی‌دهد خبر از گل نسیم صبحدمی←شمارهٔ ۴۵۷بتابی بر همه چون ماه و از من روی برتابی←شمارهٔ ۴۵۸جهانی تازه شد از فیض تو ای ابر نوروزی←شمارهٔ ۴۵۹به هر که هست چو شیر و شکر درآمیزی←شمارهٔ ۴۶۰عشق تو منسوخ ساخت دفتر علامگی←شمارهٔ ۴۶۱بیا ای عشق پر غوغا که در هر جا فرود آیی←شمارهٔ ۴۶۲گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی←شمارهٔ ۴۶۳شب که رفتی ز برم مونس جان که شدی←شمارهٔ ۴۶۴بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی←شمارهٔ ۴۶۵ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی←شمارهٔ ۴۶۶برگل از سبزه خط غالیه بویی داری←شمارهٔ ۴۶۷در وقت گل ای بلبل فریاد بسی داری←شمارهٔ ۴۶۸روشن شبی که شمع شبستان من شوی←شمارهٔ ۴۶۹از هیچ نشان داده دهانی که تو داری←شمارهٔ ۴۷۰چون رخت بینم سر خویش از حیا پیش افکنی←شمارهٔ ۴۷۱پریرم دیدی و نادیده کردی←شمارهٔ ۴۷۲گویی که منم یار تو ای جان و نباشی←شمارهٔ ۴۷۳دی آن چه شکل بود که از ره برآمدی←شمارهٔ ۴۷۴سبزخطا و گلرخا تازه‌بهار کیستی←شمارهٔ ۴۷۵زما همی گذری و به ما نمی نگری←شمارهٔ ۴۷۶دل مرا ز هزار آرزو بگردانی←شمارهٔ ۴۷۷ای کاش من برآن سر کو خاک بودمی←شمارهٔ ۴۷۸دیدمی دیدار آن دلدار رعنا کاشکی←شمارهٔ ۴۷۹ماییم و خاکساری و عجز وفتادگی←شمارهٔ ۴۸۰هیچ ازین مبتلا نمی پرسی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth