→ دیوان اشعارجمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱دیدی که عاقبت سر آن هم نداشتی←شمارهٔ ۱۶۲دوش در گلستان سحرگاهی←شمارهٔ ۱۶۳دلبر اینک رفت ایدل خون گری←شمارهٔ ۱۶۴آخر چه کرده ام که شکایت همیکنی←شمارهٔ ۱۶۵زهی بیوفا خود نگویی کجایی←شمارهٔ ۱۶۶سخت آشفته جمال خودی←شمارهٔ ۱۶۷مرحبا شادا زهی ای مه درآی←شمارهٔ ۱۶۸اگر درد دلم را چاره بودی←شمارهٔ ۱۶۹بیگانه وار یار ز من بگذرد همی←شمارهٔ ۱۷۰تو ازین سنگدلی کم نکنی←شمارهٔ ۱۷۱گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی←شمارهٔ ۱۷۲سر آن داری با ما که بصحرا آیی←شمارهٔ ۱۷۳آه ار ترا ز درد دل من خبر شدی←
→ صفحهٔ قبل۵ از ۵