شعر را زندگی کن
→ ملا احمد نراقیملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۸۱ - تتمه احوال سید انبیا با کودکان عربتا بگویم باقی احوال شاه←بخش ۸۲ - حکایت مدرسی که به جهت حضور شخصی که او را عالم تصور کرد درس نگفتجمله شاگردانش اندر حاشیه←بخش ۸۳ - بقیه حکایت آن جاهل در مجلس درس شیخ کاملگفت چون شرع شریف استی کنون←بخش ۸۴ - اشاره به حدیث انماالمرء مخبو تحت لسانهزین سبب فرمود شاه انس و جان←بخش ۸۵ - در بیان اینکه وهم از حسد شیطان است و اشاره به قل الروح من امر ربیکیست آن شهزاده روح پاک تو←بخش ۸۶ - در بیان حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربهگفت زین ره لؤلؤ این نُه صدف←بخش ۸۷ - در بیان کل مامیز تموه با رهامکم فهو مخلوق مثلکم و مردود الیکمعلم تو جانا بجز تصویر نیست←بخش ۸۸ - در مذمت تقلید و نکوهش ارباب آنجهل باشد علم تقلید ای عمو←بخش ۸۹ - در بیان حدیث العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنانعقل می‌دانی چه باشد ای پسر←بخش ۹۰ - در بیان اینکه وهم از حزب شیطان استمخلصی از این مراحل باز جوی←بخش ۹۱ - در بیان اهریمن نفسخود شود شیطان چه شیطان ای امان←بخش ۹۲ - در بیان راه تسخیر شیطان حصار دل راخاصه وهمی کان ز جنس آتش است←بخش ۹۳ - در تفسیر آیه مبارکه و من یعش عن ذکرالرحمن الی آخریاد حق بربندد از آن خانه رخت←بخش ۹۴ - در بیان نوحه گری و ماتم داری بدن از مفارقت روح و حسرت بعدالموتای رفیقان چون سخن اینجا رسید←بخش ۹۵ - مناجات به درگاه قاضی الحاجاتای خدا ای ناامیدان را امید←بخش ۹۶ - حکایت عبدالمطلب با ابرهه که قصد خراب کردن کعبه کردابرهه آن صاحب پیل سفید←بخش ۹۷ - تتمه حکایت عبدالمطلب با ابرهههیچش از این خانه غم در دل نبود←بخش ۹۸ - تضرع به درگاه بی نیاز چاره سازای خدا بنگر به این بار گران←بخش ۹۹ - تتمه حکایت ابرهه و استغاثه به ولی عصر عالغرض آن پیل برجا ایستاد←بخش ۱۰۰ - تتمه داستان طوطی و شاهخورد چون طوطی فریب زاغ شوم←بخش ۱۰۱ - حکایت شخصی که به چاه رفت و در ته چاه اژدها دیدسخت ماند داستانت ای عمو←بخش ۱۰۲ - در بیان عسل خاک آلوده در وسط چاه و مشغول شدن به آنانگبینی از دهانشان ریخته←بخش ۱۰۳ - حکایت زبون شدن پلنگ در دست آدمیزادآن شنیده‌ستی پلنگی شیرگیر←بخش ۱۰۴ - مناجات به درگاه قاضی الحاجاتای خدا ای چاره ی بیچارگان←بخش ۱۰۵ - حکایت یکی از آشنایان این زمان و محبان صوریآشنایی بود ما را در جهان←بخش ۱۰۶روزگاری از سخن لب دوختم←بخش ۱۰۷ - در صفت عشق و کیفیت آنعشق نارالله باشد مؤصده←بخش ۱۰۸ - حکایت زلیخا و ملاقات او یوسف علیه السلام راچون زلیخا شد اسیر بند عشق←بخش ۱۰۹ - در بیان منع کردن مجنون فصاد را که نشتر به بدن لیلی می رسداز قضا مجنون ز تب شد ناتوان←بخش ۱۱۰ - در بیان گردیدن مجنون گرد سگ کوی لیلیهر سگی در کوی او دارد گذار←بخش ۱۱۱ - حکایت شوریده ای که به کلیسای نصاری رفتبود یک شوریده در شهر هری←بخش ۱۱۲ - در بیان آنکه نزد عاقل هرچه هست علامت توحید است و معنی بی نشانی خدا چیستآنکه او باشد نشان خویشتن←بخش ۱۱۳ - تتمه حکایت آن مرد شوریده حالچون به آنجا آمد آن بی نام و ننگ←بخش ۱۱۴ - در بیان حکایت میرفندرسکی و کفار روم و فرنگآن شنیده‌ستی که میرفندرسک←بخش ۱۱۵ - اتمام اذان مرحوم میرقدس سره و احرام بستن به نمازآمد از بام و به گنبد پا نهاد←بخش ۱۱۶ - رجوع به تتمه حکایت مرد شوریده ی هروی و اهل کلیساپیش آن شوریده افتادند خاک←بخش ۱۱۷ - مطلع شدن شیخ فقیه از عمل و قول آن شوریدهگفت با وی از پس صد اعتذار←بخش ۱۱۸ - در بیان طریق تحصیل علم و معرفت و رسیدن به اجتهاد و یقینهر رهی رفتن ندارد پای مزد←بخش ۱۱۹ - بیان حدیث الطرق الی الله بعدد انفاس الخلایقچشم جمله بر یکی از هر طرف←بخش ۱۲۰ - در مناجات با قاضی الحاجات و استغاثه به آستان امام عصر عای خدا ای رهنمای گمرهان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth