شعر را زندگی کن
→ گزیدهٔ اشعارطغرای مشهدی
طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۴۱کسی کو را نباشد طاقت یک میل ره رفتن←شمارهٔ ۴۴۲ای دل مزن گام هوس، چون نیست یک مو دسترس←شمارهٔ ۴۴۳از کف رغبت نداد، ساغر آیینه را←شمارهٔ ۴۴۴کسی نگفت که چون گل همیشه عریان باش←شمارهٔ ۴۴۵تا به کی باشی گرفتار امید؟←شمارهٔ ۴۴۶شب در آغوش نظر بود سراپای تنش←شمارهٔ ۴۴۷دلم از روی تو خوش، خاطرم از موی تو خوش←شمارهٔ ۴۴۸یار میان باز کرد، رو به کناری نشین←شمارهٔ ۴۴۹رسید موسم دی، جام و شیشه پیش آور←شمارهٔ ۴۵۰جا در آتش کند از محرم و بیگانه خویش←شمارهٔ ۴۵۱هزار بار نگردید تا به گرد سرش←شمارهٔ ۴۵۲نگیرم چون سر زلف سیاهش؟←شمارهٔ ۴۵۳برون نرفت فغانت ز تنگنای فلک←شمارهٔ ۴۵۴به ره گلشنم آید در زندان در پیش←شمارهٔ ۴۵۵کوهکن مزد گر از جوی تراشی می دید←شمارهٔ ۴۵۶پروانه ما گرچه رسد زود به آتش←شمارهٔ ۴۵۷چنان کز بهر آتش، سنگ و آهن را زنی برهم←شمارهٔ ۴۵۸ز آب خوردن بسیار، گل شود کمرنگ←شمارهٔ ۴۵۹ترسم از حرف غلط کاری، شود در نامه ام←شمارهٔ ۴۶۰حباب وقت خودم در شط تنک ظرفی←شمارهٔ ۴۶۱باده وقتی مزه دارد که تو باشی در بزم←شمارهٔ ۴۶۲کس را غم سوز دل ما نیست درین بزم←شمارهٔ ۴۶۳نمی توان به هم آغوشی ات قناعت کرد←شمارهٔ ۴۶۴قافله اشک و آه، از همه سو ریز کرد←شمارهٔ ۴۶۵از چه رو دارد شب زلفت به تاریکی سری؟←شمارهٔ ۴۶۶من سودازده را داغ منه بر سر دست←شمارهٔ ۴۶۷موسم گل شد که از وی بشکفد دل، باغ باغ←شمارهٔ ۴۶۸خاک گردیدم، نگردید آرزوها بر طرف←شمارهٔ ۴۶۹کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف←شمارهٔ ۴۷۰دل نشود بی امید، با غم جانان حریف←شمارهٔ ۴۷۱بس که دارم از تغابن در دل محزون تأسف←شمارهٔ ۴۷۲به غیر مرگ نسیم از خدا نمی طلبد←شمارهٔ ۴۷۳خواست تا برهم خورد هنگامه ارباب عقل←شمارهٔ ۴۷۴نیست یک دانه نصیب تن ما لذت رزق←شمارهٔ ۴۷۵همچو داغ لاله نور از من مجوی←شمارهٔ ۴۷۶در کف امید ما شد ساغر سرشار خشک←شمارهٔ ۴۷۷تاک آبستن نور است، نخواهد زایید←شمارهٔ ۴۷۸دارم تنی ز دست غمت چون سبوی خشک←شمارهٔ ۴۷۹دماغم خشک و لب [خشک] و دهان خشک←شمارهٔ ۴۸۰می بارد از خندیدنت، یک سو شکر، یک سو نمک←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth