شعر را زندگی کن
→ گزیدهٔ اشعارطغرای مشهدی
طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۷۲۱نه تلاش سیر گلشن، نه سر کنار جویی←شمارهٔ ۷۲۲در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما←شمارهٔ ۷۲۳چو آن سربسته مینایی که دارد باده روشن←شمارهٔ ۷۲۴باغبان چون نکند خنده ز بی عقلی تو؟←شمارهٔ ۷۲۵حاصل دنیا و دین را مفت نستاند کسی←شمارهٔ ۷۲۶از بس که به ما نظر نداری←شمارهٔ ۷۲۷ای چرخ ناملایم، با مردمان چه داری؟←شمارهٔ ۷۲۸طرب می چکد از صدای صراحی←شمارهٔ ۷۲۹شکری شود زبانم، چو به حرف من بخندی←شمارهٔ ۷۳۰سرکشی در صورت افتادگی زیبنده نیست←شمارهٔ ۷۳۱ای روی تو سردفتر گلهای بهاری←شمارهٔ ۷۳۲دهان غنچه، روی گل، جبین نسترن داری←شمارهٔ ۷۳۳بس که از روی نزاکت بر ما می آیی←شمارهٔ ۷۳۴به ز سر رشته عقل است گر از طره خویش←شمارهٔ ۷۳۵تا تو رفتی، زندگی رفت از برم، بازآ که من←شمارهٔ ۷۳۶دلا مخواب که در کارخانه قسمت←شمارهٔ ۷۳۷هر طرف صد گل سیراب نشاط است، ولی←شمارهٔ ۷۳۸گشودم لب که با مطرب برآرم یک نفس چون نی←شمارهٔ ۷۳۹خورشید مشت خاری ست، جایی که گل تو باشی←شمارهٔ ۷۴۰گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها←شمارهٔ ۷۴۱یک سخن نشنیدم ای گل از دهان نازکت←شمارهٔ ۷۴۲به زلفت می کند از آشنایی شانه همراهی←شمارهٔ ۷۴۳قطره پیمایی ست کار ساقی بزم فلک←شمارهٔ ۷۴۴رویش چو آفتاب است، او را نمی شناسی←شمارهٔ ۷۴۵جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی←شمارهٔ ۷۴۶به برگ عیش رسم، گر چو نوبهار آیی←شمارهٔ ۷۴۷گر نشینم، جای می گیرم به پهلوی غمی←شمارهٔ ۷۴۸جانا ز تو شادم به سلامی و پیامی←شمارهٔ ۷۴۹من نه ابرم، نه تو گل، بهر چه در باغ وصال←شمارهٔ ۷۵۰از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی←شمارهٔ ۷۵۱بی وضو، دست به پیمانه صهبا نکنی←شمارهٔ ۷۵۲آخر این جان سبکروح ز تن خواهد رفت←شمارهٔ ۷۵۳بس که گشته شیوه اسلامیان حق دشمنی←شمارهٔ ۷۵۴ای که گویی فیض دارد سرزمین مصر و شام←شمارهٔ ۷۵۵نسترن می طلبد از بدنت خوشبویی←شمارهٔ ۷۵۶هر دو بی مثلیم در هنگامه ناز و نیاز←شمارهٔ ۷۵۷رزقم چو یاقوت، از تنگ بختی←شمارهٔ ۷۵۸در باغ گیتی، شد قسمت من←شمارهٔ ۷۵۹سنگباران کرد شبنم بی رخ او باغ را←شمارهٔ ۷۶۰چشم من سوی تو، چشم تو به سوی دگری←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth