→ گزیدهٔ اشعارطغرای مشهدی
طغرای مشهدی
ابیات برگزیده از غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۴۱پایش ز حنابندی شب چون پر زاغ است←شمارهٔ ۲۴۲اگر زمانه بنای ستم کند، چه علاج←شمارهٔ ۲۴۳فرق حرم و دیر ببین، کآمده هر سال←شمارهٔ ۲۴۴چگونه حسن نباشد به بوالهوس محتاج←شمارهٔ ۲۴۵جز تیغ او که برسرم آمد، ز پا گذشت←شمارهٔ ۲۴۶از پنجره های مژه مهتاب درآید←شمارهٔ ۲۴۷اگر برون نرود گل ز بوستان، چه کند←شمارهٔ ۲۴۸قدر بی عقلی نمی دانند طفلان، حیف حیف←شمارهٔ ۲۴۹دمیده دانه ما از زمین تلخ←شمارهٔ ۲۵۰نیامدی که مبادا بمیرم از شادی←شمارهٔ ۲۵۱بی روی تو در بزم چراغ آید و گرید←شمارهٔ ۲۵۲روز و شب، دربچه مشرق و مغرب باز است←شمارهٔ ۲۵۳ز ازل، مرشدما خواست که فرزانه شود←شمارهٔ ۲۵۴بت تراشان غمت گشتند چون فارغ ز کار←شمارهٔ ۲۵۵خضر اگر در دشت قسمت، همنشین با من شود←شمارهٔ ۲۵۶آه غم، داغ کهن را به دلم تازه نمود←شمارهٔ ۲۵۷گر چنین از گل روی تو، صفا ریز کند←شمارهٔ ۲۵۸نهم لب بر لبت چون در سر مستی،مکن عیبم←شمارهٔ ۲۵۹دل برون آرم ازان سینه که غم نشناسد←شمارهٔ ۲۶۰امشب از فرقت او زنده نمی ماند شمع←شمارهٔ ۲۶۱فکر آن زلف مکن تا خم و تابت نبرد←شمارهٔ ۲۶۲کس اگر بگذرد از گفتن شعر←شمارهٔ ۲۶۳لفظ پاکیزه به دستم ز صفای تو رسد←شمارهٔ ۲۶۴چشمم که بود از اثر دود دل، سیاه←شمارهٔ ۲۶۵ز مژگان، چشم مخمورت شبیه است←شمارهٔ ۲۶۶افسرده دلم، کو دم گرمی که ز فیضش←شمارهٔ ۲۶۷ما مصیبت زدگان را چه تواضع به ازین←شمارهٔ ۲۶۸بی گل عارض تو مرغ چمن←شمارهٔ ۲۶۹ز مردی گر به نامردان شوی غالب، مشو غره←شمارهٔ ۲۷۰جانا ز بی حجابی آیینه باک نیست←شمارهٔ ۲۷۱گل به غارت می رود،کو بلبلی کآید به باغ←شمارهٔ ۲۷۲من خمارآلود و ساقی گرم استغنای حسن←شمارهٔ ۲۷۳چه غم کودکان را زاندوه مادر؟←شمارهٔ ۲۷۴گفتی که نعش ما را، کس پیش و پس نباشد←شمارهٔ ۲۷۵شادی بی غم مجوی، زان که طرب ساز دهر←شمارهٔ ۲۷۶نگاهم بر رخش خار به گل پیوسته را ماند←شمارهٔ ۲۷۷از خرامش سبزه گلبرگ نهال اندام شد←شمارهٔ ۲۷۸نچسبید بر دامنت طفل اشکم←شمارهٔ ۲۷۹بجز صبر کز نام او تلخ شد لب←شمارهٔ ۲۸۰دسته دسته بی سبب اشکم به دامن می رود←