شعر را زندگی کن
→ تذکرهٔ تحفهٔ سامیسام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

۴۶۲- مولانا احمد شیرازیاندک مولویتی داشته گویند در زمان قحط او را آدمیخواران خورده اند این مطلع از اوست :←۴۶۳- مولانا حبیبی نیشابوریشاعری متین بود و اشعار خوب دارد از جمله این مطلع از اوست :←۴۶۴- مولانا فتحی کور قزوینیاز مردم قزوین است بسیار ستم ظریف و مردم آزار بود آخر در جوانی وفات یافت این دو مطلع از اوست :←۴۶۵- مولانا نادری سمرقندیبه خوش طبعی و ملایی ممتاز بود این مطلع از جمله اشعار اوست :←۴۶۶- مولانا علی حالی کاشانیاز موالی خوش طبع و لاابالی آنشهر است و عاشق پیشه گی و صاحب مذاقی او تا بحدی است که روزی با پدرش همراه بود دچار جوانی میشوند مولانا جوانرا دعا میکرده و نیاز میپاشیده پدرش گفته او لایق دعای بداست مولانا دست برآورده که . الهی پدرش بمیرد! در شعر طبعش خوب بود این مطلع از اوست:←۴۶۷- مولانا محمود خاموشی کاشانیبقدر مولویتی داشت در اوایل بعمل داری اشتغال میورزید آخر ترک آن کرده بشیراز رفت و در آنجا فوت شد . از جمله اشعار خوب او تتبع دریای ابرار امیر خسرو دهلوی علیه الرحمه است که مطلعش اینست :←۴۶۸- مولانا طفیلی خجندیمردی عاشق پیشه لاابالی بود و حافظ کلام الله و از تاریخ وقوف تمام داشت و با کسان خوب صحبت داشته و اوقات بکتابت کلام الله میگذرانید و در همه اقسام شعر میگفت قصاید و غزل بسیار دارد این دو مطلع از جمله اشعار اوست:←۴۶۹- مولانا شاهپور کاشانیاز شعرای صاحب دیوان کاشانست این مطلع از اوست :←۴۷۰- مولانا جمالی کاشانیپسر مولانا حاجی شاه حلاج کاشانی است که هجو گوی بوده اما جمالی برعکس پدر واقع شده طالبعلم فضلیت اندیشه و شاعر حیا پیشه است، این مطلع از اوست :←۴۷۱- مولانا احمد کافی کاشانیطالبعلم بود اما از شرب مدام صبح و شام بلکه علی الدوام فارغ نبود، در خدمت قاضی میرحسین کاشانی درس میخوانده و وظیفه مقرر داشته اما در هر چند روز توبه میکرد و باز بر سر کار خود میرفت قاضی مذکور وظیفه باو نمیداد باز توبه میکرد قاضی راضی می شد،نوبتی ایام زهدش طولی پیدا کرده قاضی ازا و پرسید که چونست که در این ایام شراب نمیخوری جواب داد که از شومی تو، در آن ایام روزی در بزمی که ساقی توبه شکن ساغر بر شیخ و شاب می پیموده حریفان این غزل جامی را که :←۴۷۲- ملا جان کاشیخوشنویس بود و خطی اختراع کرده است موسوم به « شکسته بسته » بدین کیفیت که در دو ورق کاغذ تنگ که پاره ای از این ورق سفید و پاره ای از آن سیاهست چون بر بالای هم می نهند صورت خطی پیدا میشود و در شعر گفتن قدرت عجیبی داشت چنانکه در یک شب هزار بیت میگفت و در قافیه و عروض و معما رسایل دارد و اوقات به تعلیم اطفال میگذراند . این مطلع از اوست :←۴۷۳- مولانا عشقی کاشانیدر اول عامی تخلص میکرد آخر بعشقی قرار داد در چهل سالگی عشق خواندن پیدا کرد و آن قدر جهد کرد که مسوده ی شعر خود را میتوانست خواند اما گاهی شعرهای خوب از او سر میزد این دو مطلع از اوست :←۴۷۴- مولانا نعمتی کاشانیمتقی و پرهیزکار و مؤمن و کم آزار است و در شعر قصاید نیک در منقبت گفته، دیوان غزل تمام کرده و مثنوی در بحر سبحه الأبرار گفته و از علم قافیه و عروض و معما نیز با خبر است این مطلع از اوست :←۴۷۸- مولانا شوقی کاشانیاز شعرایی است که همین اسم شاعری دارند و بس این مطلع که بهیچ کار نمی آید از اوست :←۴۷۹- گلشنی کاشانیخطوط را طوری مینویسد و به تعلیم اطفال مشغول است این دو مطلع از اوست :←۴۸۰- مولانا جمالی کرباس فروش کاشانیوجه معاش از صنعت مذکور بهم میرساند این مطلع از اوست :←۴۸۱- مولانا غیاث فصیحی کاشانیاوقات به تجارت میگذراند این مطلع از اوست :←۴۸۲- مولانا حدیثی ساوه ایاصلش از خواجه زاده های ساوه است اما در کاشان متولد شده و اشعار او اکثر یاوه است این مطلع از اوست :←۴۸۳- مولانا بیانی استرآبادیبه رمالی مشهور است و در شعر هم طبعش خوب واقع شده این مطلع از اوست :←۴۸۴- مولانا حکیمی تهرانیمیرمحمد نام دارد پدرش رییس و کدخدای تهران بود اما او را همت بلند افتاده ترک آن کار کرده و آنچه دارد در میان دارد، بدین واسطه بد معاشش می‌خوانند این مطلع از اوست:←۴۸۵- مولانا محمود صبوری تهرانیدر تهران به کتابت مشغول است. این مطلع از اوست:←۴۸۶- مولانا عادتی رازیاز دهاقین ری است و او را شاعری از آن کار باز میدارد این مطلع از اوست :←۴۸۷- مولانا خلقی تهرانیمیرزا علی نام دارد و به مهمات دیوانی تردد بی فایده میکند این مطلع از اوست:←۴۸۸- مولانا صفایی خراسانیاهل خراسان بود اما در یزد بسر می برد اوقات او بکار دگری میگذشت این مطلع از اوست :←۴۸۹- مولانا سرودی خوانساریاز خوانسار عراقست بخوانندگی اوقات میگذراند اول امینی تخلص میکرد آخر از برای مناسبت سرودی مقرر شد این سه مطلع از اوست :←۴۹۰- مولانا کلامی خافیدر شعر طبعش خالی از انگیزی نبود اما بنگ او را چنان کله خشک ساخته بود که اگر کسی در شعر او دخل کردی البته با او جنگ می بایست کرد یا او را کتک میزد، یا از دست او کتک میخورد. آخر بهندوستان رفت و دیگر از احوال او معلوم نشد، این مطلع از اوست :←۴۹۱- مولانا نازکی همدانیاوقات او صرف شعر میشود و در هر روز قریب به هزاربیت میگوید و بر خود لازم کرده که جمع کتب نظم را جواب گوید از جمله شاهنامه که فردوسی به سی سال گفته او به سی روز گفته بود و در شعر او ردیف و قافیه غلط بسیار است و به غیر از تخلص در شعر او نازکی نیست و در شعر او چیزهاست غیر از معنی، چنانکه از این چند بیت که در شاهنامه خود در صفت جنگ گفته معلوم میتوان کرد :←۴۹۲- مولانا فاضلی طبسی( خواجه طبسی ) حافظ کلام الله است و دغدغه خوشخوانی هم دارد اما همین دغدغه دارد و ساز قانون را از بد نوازی از قانون بدر برده لیکن بسیار فقیر و کم آزار است این مطلع از اوست :←۴۹۳- مولانا دعایی مشهدیاز شعرای مشهد مقدس منور رضیه رضویه (ع) است و مرد دیوانه و بی حیاست و اکثر اوقات با مردم در جنگ و گفتگوست و هر گاه شعر خود را میخواند فریاد میکند که تحسین کنید که بهترین شاعران منم . اما گاهی از او شعرهایی سر میزند که خالی از حالتی نیست مثل این بیت :←۴۹۴- وفایی تونیطالبعلم و ظریف و خوش طبع و خوشنویس است، این مطلع از اوست:←۴۹۵- مولانا شوخی هرویدر محلی که جمالش در مرتبه کمال بود میل شاعری کرد و هرکس از عاشقانش شعر بنام او میگفتند و او گرد میکرد این مطلع از آن جمله است :←۴۹۶- مولانا یوسف طبیب خوافیاز خراسان است و در علم طب سرآمد اقران رساله ای در علم طب نظم کرده و شعر او خالی از اندک لطافتی نیست این مطلع از جمله اشعار اوست:←۴۹۷- مولانا معزی لنکاز ولایت زواره ی خراسان است در شعر همین تخلص دارد چه در عمر خود همین یک مطلع گفته بود :←۴۹۸- فیضی یزدیدر شهر خود به عصاری اوقات میگذراند. بسیار فقیر و درویش نهاد است و شعر او خالی از لطافتی نیست . این دو مطلع از اوست :←۴۹۹- مولانا قطبی گنابادیمردی درویش و متقی است و اکثر اوقات او بشاعری صرف میشود. در قوافی غلط بسیار میکند این مطلع از اوست :←۵۰۰- مولانا غیاث قافیه ایمولدش هرات بود و وجه تسمیه او اینست که هر قصیده و غزلی که میگفت چندانکه قافیه داشت میگفت . اگر چه غزلی صد بیت می شد و اگر دیگری قافیه پیدا کردی که او نگفته بودی زر داده میخرید! و داخل شعر خود می ساخت و اصلا مقید بمعنی نبود، خواجه حبیب الله ساوه ای که وزیر درمش خان لله من بود غزل ردیف سفید . خواجه حسن دهلوی را در میان انداخته بود. او در مدح خواجه مذکور جواب گفته . این دو بیت از غزل اوست :←۵۰۱- مولانا غیاثی تونیمردی فقیر و درویش نهاد بود اوقات او بمکتب داری میگذشت، این مطلع از اوست :←۵۰۲- مولانا قطبی تونیولد غیاثی مذکور بود و فضایل او از پدر زیاده است این مطلع در جواب پدر گفته :←۵۰۳- مولانا نگاهی هرویمولدش هراتست و اوقات او بکتابت میگذرد و هر روز چها بار افیون میخورد این مطلع از اوست :←۵۰۴- مولانا عشقی تهرانیاز جمله شعرای هذیان گوست گاهی مثل این شعری میگوید :←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth