شعر را زندگی کن
انوری

مقطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱ - در اشتیاقبه خدایی که از صنایع او←شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زین‌الدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهدای بزرگی کز آب و خاک چو تو←شمارهٔ ۱۲۳ - فی‌الحکمة والنصیحةدر حدود ری یکی دیوانه بود←شمارهٔ ۱۲۴ - در مذمت کسیسراجی ای ز مقیمان حضرت ترمد←شمارهٔ ۱۲۵ - در مدحمکرم مفصل سدیدالدین سپهر سروری←شمارهٔ ۱۲۶نیز مدح و غزل نخواهم گفت←شمارهٔ ۱۲۷ - در شکرمن به الماس طبع تا بزیم←شمارهٔ ۱۲۸ - در عذر مستیخسروا گوهر ثنای ترا←شمارهٔ ۱۲۹ - مطایبه در عذر مستیگفتی اجل شهاب موئید که آن فلان←شمارهٔ ۱۳۰ - ایضالهای ز جانم عزیزتر خاکی←شمارهٔ ۱۳۱ - صفی‌الدین موفق هیزمی به انوری وعده کرد و حکیم غلام خود را به طلب آن فرستاد چون به وعده وفا نکرد این قطعه در هجو او گفتصفی‌الدین موفق را چو بینی←شمارهٔ ۱۳۲ - در هجو خواجه صلاح نامیگفتم آن تو نیست خواجه صلاح←شمارهٔ ۱۳۳ - در قناعت و شکایت از روزگارخسروا روزی ز عمرم گر سپهر افزون کند←شمارهٔ ۱۳۴ای خواجه، رسیده است بلندیت به جایی←شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح قاضی حمیدالدینای به تو مخصوص اعجاز سخن←شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهرصاحبا رای رفیعت که به معیار خرد←شمارهٔ ۱۳۷هزار مدح شکر طعم وصف تو گفتم←شمارهٔ ۱۳۸ - در شکایتاندرین عصر هرکه شعر برد←شمارهٔ ۱۳۹ - از کسی یخ خواهدای خداوندی که هر کز خدمتت گردن کشید←شمارهٔ ۱۴۰ - صاحب ناصرالدین دارو خورده بود او را تهنیت گفتهای ملک پادشه شده ثابت‌قدم به تو←شمارهٔ ۱۴۱ - مخدوم حکیم را در سرای خاص جای داد در شکر آن گویدای مقر عز تو از خرمی دارالقرار←شمارهٔ ۱۴۲ - در تهنیت دارو خوردن مجدالدینمجد دین ای جهان جود و کرم←شمارهٔ ۱۴۳ - ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدینای زمان فرع زندگانی تو←شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح ملک نصرةالدینمبشر آمد و اخبار فتح ختلان داد←شمارهٔ ۱۴۵ - در هجاآن خداوندی که سال و ماه را←شمارهٔ ۱۴۶ - در ذم طمعمذلت از طمع خیزد همیشه←شمارهٔ ۱۴۷ای ریاحین ملک تازه به تو←شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفتهای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای←شمارهٔ ۱۴۹ - در جواب مکتوب عمادالدین پیروزشاهمثال عالی دستور چون به بنده رسید←شمارهٔ ۱۵۰اگر بخت یاری دهد چون منی را←شمارهٔ ۱۵۱اگر عالم سراسر ظلم گیرد←شمارهٔ ۱۵۲ - در عذرتو آن کریمی کز التفات خاطر تو←شمارهٔ ۱۵۳ - در مفارقت دوستیبه خدایی که از شب تیره←شمارهٔ ۱۵۴ - در مذمت خزانه‌دار سلطان گفته و چون با هر گنجی ماریست تعبیر از خزانه‌دار به حیه کرده استای شاه جهان حیهٔ صندوق خزانت←شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح ترکان خاتونطاعت پادشاه وقت به وقت←شمارهٔ ۱۵۶خدایگانرا از چشم زخم ملک چه باک←شمارهٔ ۱۵۷ - شراب خواهدای جهانی پر از مکارم تو←شمارهٔ ۱۵۸ - در عذر تقصیر خدمتاگر در خدمتت تقصیر کردم←شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح نظام‌الملک بدرالدولة والدین خاصبک طوطی‌بن مسعوددرخت دولت شاه عجم سر بر فلک دارد←شمارهٔ ۱۶۰ - در شکایت دهرجور یکسر جهان چنان بگرفت←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth