شعر را زندگی کن
→ ایرانشانایرانشان
ایرانشان

کوش‌نامه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱۶۱ - پذیره شدن آتبین سلکت را و سپردن فریدون را به ویزمین چون بپوشید پرّ غراب←بخش ۱۶۲ - پرورش فریدونز فرزند چون خسته دل گشت باز←بخش ۱۶۳ - خبر یافتن کوش از نشستن آتبین به دریاکنون بازگردم به گفتار کوش←بخش ۱۶۴ - آگاه کردن کوش، ضحاک را از رفتن آتبین به ایراندل پیل‌دندان ز غم یافت درد←بخش ۱۶۵ - کشته شدن آتبینیکی روز از بیشه شاه آتبین←بخش ۱۶۶ - ستم‌های کوشسراینده دهقان بسیار هوش←بخش ۱۶۷ - دعوت کوش مردم را به پرستش خویشجهاندیده گوید بدان روزگار←بخش ۱۶۸ - زناشویی کوش با دختر نوشانچنین آمد از کوش نامه پدید←بخش ۱۶۹ - عاشق شدن کوش به دختر خویشبخواندی زمان تا زمان دخترش←بخش ۱۷۰ - عاشق شدن دختر کوش و انتقام پدر از معشوق ویشکیبا همی بود تا چند گاه←بخش ۱۷۱ - دختر خواستن کوش از شهرهای چینجهاندیده گوید که در مرز چین←بخش ۱۷۲ - مرگ دختر کوش و زاری پدردو سال اندر این ماهچهره ببود←بخش ۱۷۳ - گریختن کنعان از کوش و رفتن پیش ضحاکبپژمرد کنعان که آن را بدید←بخش ۱۷۴ - نامهٔ کوش به طیهور به مکر و فریبچو آگاه شد کآتبین شد درست←بخش ۱۷۵ - فریب خوردن طیهور و پیمان کردن با کوشوزآن پس یکی ترجمان را بخواند←بخش ۱۷۶ - پیمان ستدن فرستادهٔ طیهور از کوشز دریا چو بر شد فرستاده مرد←بخش ۱۷۷ - هدیه فرستادن طیهور و کوش به نزد یکدیگروز آن جایگه شادمان گشت باز←بخش ۱۷۸ - نیرنگ کوش با طیهورچو برداشت کوش از میان کین و جنگ←بخش ۱۷۹ - اندر پیروزی یافتن کوش بر جزیرهٔ بسیلابه بر چون برافگند گردون گره←بخش ۱۸۰ - لشکر آرایی طیهور و پیام او به کوش و پاسخ ویبفرمود پس تا سپه را بخواند←بخش ۱۸۱ - برگشتن طیهور به بسیلاوزآن روی طیهور با آن سپاه←بخش ۱۸۲ - پرسیدن کوش درباره ی کوهسار و بسیلابیاراست لشکر دگر روز کوش←بخش ۱۸۳ - محاصره کردن کوش شهر بسیلا راوز آن جایگه لشکر اندر کشید←بخش ۱۸۴ - آگاهی یافتن کوش از کشته شدن آتبین و دو پسرشز ناگه برآمد سواری ز راه←بخش ۱۸۵ - آگاهی یافتن کوش از گرفتار شدن ضحّاک بر دست فریدون و گریختن کوشبترسید طیهور و نومید شد←بخش ۱۸۶ - در پی کوش و چینیاناز ایشان چو بشنید طیهور گفت←بخش ۱۸۷ - نامهٔ فرارنگ به پدر دربارهٔ پیروزی فریدون و بند کردن ضحاکز ناگه بیامد سرِ ماهِ نو←بخش ۱۸۸ - در عبرت گرفتن از کارِ جهان و گریز به مدح ممدوحچنین است کار جهان کرد کرد←بخش ۱۸۹ - نیایش نمودن طیهور یزدان راکنون ز آتبین چون بپرداختیم←بخش ۱۹۰ - رفتن طیهور از جزیرهٔ بسیلا و گرفتن ماچین و چینبه دریا سوی مرز ماچین شتافت←بخش ۱۹۱ - مُردن طیهور شاه و پادشاهی «کارم» دادگرچنین هفت سال اندر این کار شد←بخش ۱۹۲ - فریدون در پی ضحاکیانفریدون فرّخ در این سالیان←بخش ۱۹۳ - پادشاهی فریدون و فرستادن نامه به نزد طیهوراز ایشان چو دیگر نیامد به دست←بخش ۱۹۴ - هدایای کارم به نزد فریدون و وصف اسبان آبی‌نژاددر گنج‌های پدر کرد باز←بخش ۱۹۵ - پاسخ نامهٔ فریدون از کارمچو کارم چنین خواسته کرد راست←بخش ۱۹۶ - فرستادهٔ کارم در پیشگاه فریدونفرستاده برداشت آن خواسته←بخش ۱۹۷ - برگزیدن نستوه شیروی به فرمانروایی چین و فرستادن او را به جنگ کوشهمی خواست تا لشکری گشن زوش←بخش ۱۹۸ - پاسخ نامهٔ کارم و فرستادن هدایا به نزد اوپس از بهر کارم بیاراست نیز←بخش ۱۹۹ - رفتن نستوه با لشکر به جانب ماوراء النهربفرمود نستوه را تا سپاه←بخش ۲۰۰ - رسیدن هدایای فریدون به نزد کارم و پیوستن کارم به نستوهفرستاده روز و شبان ره برید←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth