شعر را زندگی کن
→ دیوان البسهنظام قاری
نظام قاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدتو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر←شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرمایدعیدست و اول گل و یاران در انتظار←شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرمایدمیبرد سودای چشم مستش از راهم دگر←شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرمایدمنم غریب دیار تو ای غریب نواز←شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکاروصف قوت انکه گفت به زلباس←شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرمایددارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس←شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرمایدگر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش←شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرمایدفکر بلبل همه آنست که گل شد یارش←شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرمایدبه بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص←شمارهٔ ۹۰ - من مخترعاته تغمده الله بغفرانههمچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوف←شمارهٔ ۹۱ - مولانا حافظ فرمایدمقام امن و می بیغش و رفیق شفیق←شمارهٔ ۹۲ - و من خیالاته الخاصه رحمه اللهآنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگ←شمارهٔ ۹۳ - اوحدی فرمایدای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک←شمارهٔ ۹۴ - مولانا همام تبریزی فرمایدهوای یارو دیارم چو بگذرد بخیال←شمارهٔ ۹۵ - و من بدایع خیالاتهبه گرما جبّه پوشیدن چه حاصل←شمارهٔ ۹۶ - سید نعمت الله فرمایدغرقه بحر بیکران مائیم←شمارهٔ ۹۷ - خسرو دهلوی فرمایدبیا تا بی گل و صهبا نباشیم←شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحهبچرخ میرسد از عشق تار قزآهم←شمارهٔ ۹۹ - خواجه حافظ فرمایدفاش میگویم و از گفته خود دلشادم←شمارهٔ ۱۰۰ - درویش اشرف نمد پوش فرمایدترا یار نازک میان گفته ایم←شمارهٔ ۱۰۱ - خواجه حافظ فرمایدمن نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم←شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدنام آن لب بخط سبز بجائی دیدم←شمارهٔ ۱۰۳ - شیخ سعدی فرمایدخرما نتوان خورد ازین خارکه کشتیم←شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضاباد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم←شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضارفیق مهربان و یار همدم←شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرمایددوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام←شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرمایدبه چشمانت که تا رفتی ز چشمم بی‌خور و خوابم←شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرمایدمائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم←شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدشب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام←شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرمایدگدای حضرت اوباش و پادشاهی کن←شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرمایدیارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان←شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائلهدر بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون←شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرمایدنرگس چشمت قبله مستان←شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرمایدچه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن←شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرمایدچو دیده در طلبت واجبست گردیدن←شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرمایدبجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان←شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این←شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرمایدبالا بلند عشوه گر نقش بازمن←شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرمایدمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو←شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرمایدوصال او زعمر جاودان به←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth