→ ناصر بخاراییناصر بخارایی
ناصر بخارایی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ - در مدح خواجه ناصرالدین و حسب حال خود هنگام عزیمت به زیارت مکهمطربا بر سر راهیم به آهنگ حجاز←شمارهٔ ۴۲ - در مدح خواجه شیخدوش چون در تشت خون پنهان شد این زرینه تاس←شمارهٔ ۴۳ - در مدح خواجه خلیلای رفته و باز آمده از ارض مقدس←شمارهٔ ۴۴ - در مدح یکی از بزرگان صاحب علم و با نفوذنماز شام که بر وفق رأی بطلمیوس←شمارهٔ ۴۵ - در مدح جلالالدین هوشنگ شاهصباح عید که برخاست عزم میدانش←شمارهٔ ۴۶ - در مدح غیاثالدین خواجه شیخبه توفیق یزدان و یاری طالع←شمارهٔ ۴۷ - در مدح جلالالدین هوشنگ شاهچو زهره ماه مغنی به ساز دف در چنگ←شمارهٔ ۴۸ - در مدح معزالدین ملک حسین پادشاهنشست خسرو گردون به بارگاه حمل←شمارهٔ ۴۹ - در مدح سلطان اسکندرسحر ز خون شب بریخت می در جام←شمارهٔ ۵۰ - در مدح خواجه عبیدالله وزیر و صاحبدیواندرد سر دارم از خمار مدام←شمارهٔ ۵۱ - در مدح قاضی جلالالدینطلوع کوکب اقبال اسلام←شمارهٔ ۵۲ - در مدح محمد شاهصبح روش رخ نمود از پردهٔ تاریک شام←شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان عزالدین محمد شاه ثانیاز صدق میزنم به مهرت چو صبح دم←شمارهٔ ۵۴ - در مفاخرت و مباهات و تعریف از خود گویدآفرین بر من که من از آفرینش برترم←شمارهٔ ۵۵ - در مدح وزیر و صاحبدیوان خواجه عبیداللهچو یاد خط تو بگذشت بر زبان قلم←شمارهٔ ۵۶ - تحیتنامهایست که از شام به بخارا میفرستدصبا تحیت بلبل به گلستان برسان←شمارهٔ ۵۷ - در وصف پائیز و مدح امیر شرفالدین محمد و یادی از بخاراصباغ ماه از خم نیلی آسمان←شمارهٔ ۵۸ - در مدح جلالالدین هوشنگ شاهنماز شام که از دور چرخ روئین تن←شمارهٔ ۵۹ - در مدح سلطان اسکندر خانبر جناب سفر به وجه حسن←شمارهٔ ۶۰ - در مدح خواجه جلالالدین که یکی از بزرگان و عالمان بوده استتنم چو ذرهٔ خاک است و دل چون قطرهٔ خون←شمارهٔ ۶۱ - در مدح امیر اعظم امیر محمود خلدالله دولتهز زلف تو به خطا گر صبا برد یک چین←شمارهٔ ۶۲ - در وصف بنای جلالالدین هوشنگ شاهزهی بنای مبارک اساس متین←شمارهٔ ۶۳ - در مدح اوحدالدینسحرگه قضا همچو انگشترین←شمارهٔ ۶۴ - در مدح سلطان شیخ اویسطراوتی ست زمین را ز فرّ فروردین←شمارهٔ ۶۵ - در مدح جلالالدین هوشنگ شاهحبذا رفتن و باز آمدن موکب شاه←شمارهٔ ۶۶ - در مدح جلالالدین هوشنگ شاهز مهر روی تو نوریست بر دلم چون ماه←شمارهٔ ۶۷ - در مدح سلطان اعظم جلالالدین شیخ حسین ایلکانیدوش چون آفتاب روشن رای←شمارهٔ ۶۸ - در مدح خواجه شمسالدین قاضینماز شام که باران رحمت باری←شمارهٔ ۶۹ - در مدح جلالالدین وزیرصباحت خبر باد ای یار شامی←شمارهٔ ۷۰ - در مدح یکی از شیوخ و قاضیاندل بری از دلبران در دلبری←شمارهٔ ۷۱ - در تفاخر و تعریف از خودملک سخن مراست که آمد به داوری←شمارهٔ ۷۲ - در مدح مولا شمسالدین وزیر و حسب حال خودگر من به قرب جستن روی تو چُستمی←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲