→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۴۱بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی←شمارهٔ ۸۴۲ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی←شمارهٔ ۸۴۳اگر از دیده ابنای زمان مستوری←شمارهٔ ۸۴۴کمند جذبه اش نگذاشت مجنونی به صحرایی←شمارهٔ ۸۴۵ز کاوش مژه ى شوخ آتشین خویی←شمارهٔ ۸۴۶مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری←شمارهٔ ۸۴۷دل آشفته و دیده خونبار داری←شمارهٔ ۸۴۸منت نکشد همّتم از دست دعایی←شمارهٔ ۸۴۹نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی←شمارهٔ ۸۵۰تو گر ابر نقاب از روی آتشناک برداری←شمارهٔ ۸۵۱چرا ازشام زلف آن صبح تابان بر نمی آری؟←شمارهٔ ۸۵۲به حسرت گفت با صیاد خون آغشته نخجیری←شمارهٔ ۸۵۳خصم آسودگیم، ای غم جانان مددی←شمارهٔ ۸۵۴ز دام طره، شکنهای دلربا بنمای←شمارهٔ ۸۵۵تا شکن از دور روزگار نیابی←شمارهٔ ۸۵۶بکش خون دلم تا مستی بی دردسر یابی←شمارهٔ ۸۵۷خواست شاهد می پرستم، یللی←شمارهٔ ۸۵۸دوشینه دلم داشت به یاد تو سرودی←شمارهٔ ۸۵۹ز دل غافلی یار جانی نباشی!←شمارهٔ ۸۶۰ای خستهٔ بی قرار چونی؟←شمارهٔ ۸۶۱به قید آب وگل ای جان ناتوان چونی؟←شمارهٔ ۸۶۲حین طفت حول الحی اذ مررت بالجانی←شمارهٔ ۸۶۳برده ست غمت، دست و دل ازکار، کجایی؟←شمارهٔ ۸۶۴در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟←شمارهٔ ۸۶۵خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی←شمارهٔ ۸۶۶طبیب من، چرا از خسته جان خود نمیپرسی؟←شمارهٔ ۸۶۷به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستی←شمارهٔ ۸۶۸بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی←شمارهٔ ۸۶۹ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی←شمارهٔ ۸۷۰ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی←شمارهٔ ۸۷۱بساط سرو گل، افسرده شد در گلشن ای قمری←شمارهٔ ۸۷۲خموشی گزین در دبستان معنی←شمارهٔ ۸۷۳من صیدم و دام، زندگانی←شمارهٔ ۸۷۴توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی←شمارهٔ ۸۷۵با یار گفتم از غم بسیار، اندکی←شمارهٔ ۸۷۶دو خصم داده به هم دست و این فگار یکی←شمارهٔ ۸۷۷حیران لقایی شدم امروزکه دانی←شمارهٔ ۸۷۸ز عاشق شکوه ای جز مهر ورزیدن نمی دانی←شمارهٔ ۸۷۹هجر در دامن دل ریخته خار عجبی←شمارهٔ ۸۸۰چون خود اگر عشوه گری داشتی←