→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۰۱از ما نهان ز فرط ظهوری، چه فایده؟←شمارهٔ ۸۰۲روضه خلد خدایا به نکوکاران ده←شمارهٔ ۸۰۳عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه←شمارهٔ ۸۰۴سوی محراب شدم با می ناب آلوده←شمارهٔ ۸۰۵لعل لب او تا به لب جام رسیده←شمارهٔ ۸۰۶گل را ورقم رونق بازار شکسته←شمارهٔ ۸۰۷سحر آمد ندا ز میخانه←شمارهٔ ۸۰۸صبوحی از چمن مستانه پیراهن قبا کرده←شمارهٔ ۸۰۹خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟←شمارهٔ ۸۱۰دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده←شمارهٔ ۸۱۱مژگان نگر چو عربده جویان برآمده←شمارهٔ ۸۱۲نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده←شمارهٔ ۸۱۳گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته←شمارهٔ ۸۱۴دل داغ تو را به جان گرفته←شمارهٔ ۸۱۵در دیده نگاه تو که از جوش فتاده←شمارهٔ ۸۱۶رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده←شمارهٔ ۸۱۷رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته←شمارهٔ ۸۱۸به جلوه های رسا سرفراز می آیی←شمارهٔ ۸۱۹سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری←شمارهٔ ۸۲۰ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی←شمارهٔ ۸۲۱گاهی به نگاهی دل ما شاد نکردی←شمارهٔ ۸۲۲ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی←شمارهٔ ۸۲۳سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟←شمارهٔ ۸۲۴به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟←شمارهٔ ۸۲۵لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی←شمارهٔ ۸۲۶در پرده خط، خال به صد ناز گرفتی←شمارهٔ ۸۲۷تنگی از دل نرود تا تو میان نگشایی←شمارهٔ ۸۲۸یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی←شمارهٔ ۸۲۹بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی←شمارهٔ ۸۳۰تو و زهد خشک زاهد، من و عشق و می پرستی←شمارهٔ ۸۳۱کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونی←شمارهٔ ۸۳۲چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی←شمارهٔ ۸۳۳من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی←شمارهٔ ۸۳۴زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی←شمارهٔ ۸۳۵که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟←شمارهٔ ۸۳۶سرت گردم، نمیپرسی تو هم دیوانهای داری؟←شمارهٔ ۸۳۷خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی←شمارهٔ ۸۳۸ای روی تو را موج عرق آینه سازی←شمارهٔ ۸۳۹افشاند نسیم سحری زلف نگاری←شمارهٔ ۸۴۰ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟←