→ گزیدهٔ اشعارطغرای مشهدی
طغرای مشهدی
ابیات برگزیده از غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۶۰۱گر باده می خری، به زر گل خرید کن←شمارهٔ ۶۰۲بگذر از تحریر، بلبل! فکر تقریری بکن←شمارهٔ ۶۰۳در آتشم فکند که بی دود و دم نشین←شمارهٔ ۶۰۴تا نخندد بر تو صد گوهرشناس←شمارهٔ ۶۰۵بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون←شمارهٔ ۶۰۶می نماید خویش را عریان به رندان عاقبت←شمارهٔ ۶۰۷بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من←شمارهٔ ۶۰۸جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن←شمارهٔ ۶۰۹ناکامی ما بین، که به عشرتگه گیتی←شمارهٔ ۶۱۰طالع برگشته کز وی می رسد ما را شکست←شمارهٔ ۶۱۱خنده طرب از تو، گریه و فغان از من←شمارهٔ ۶۱۲گفتی عرق دوباره چو شد، تند می شود←شمارهٔ ۶۱۳قدرشناس شاخ گل، قامت یار من ببین←شمارهٔ ۶۱۴سر تنها روی چون جاده باید داشتن طغرا←شمارهٔ ۶۱۵بزم بی نور است، از جام طرب می نوش کن←شمارهٔ ۶۱۶ز بی برگی بود لبریز رونق گلستان من←شمارهٔ ۶۱۷می رود از گردش گردون، چه زیبا و چه زشت←شمارهٔ ۶۱۸طلب کردم رهی از باغبان درجستن آن گل←شمارهٔ ۶۱۹مطرب امشب دل به فکر حسن خلقش داده بود←شمارهٔ ۶۲۰زلف شبرنگ، پریشان بر و دوش مکن←شمارهٔ ۶۲۱ز بهار برگ الوان، ز کفت حنای رنگین←شمارهٔ ۶۲۲ز شوق آنکه بنشیند درو یک لحظه یار من←شمارهٔ ۶۲۳شد سفید از انتظارت چشم تر، بنمای رخ←شمارهٔ ۶۲۴ز چشمان او چون نخواهم نگاهی؟←شمارهٔ ۶۲۵ما عشقباز گریه چه دانیم خنده چیست←شمارهٔ ۶۲۶بیهوده گشتیم، مهمان گردون←شمارهٔ ۶۲۷ماییم و گفتن شعر، در وصف آن گلِ رو←شمارهٔ ۶۲۸هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو←شمارهٔ ۶۲۹در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟←شمارهٔ ۶۳۰دارم ز دیدن گل نوخیز خود، چو شمع←شمارهٔ ۶۳۱دختری کز سایه رز می رمید←شمارهٔ ۶۳۲بهر حفظ سیم و زر، کارش درشتی کردن است←شمارهٔ ۶۳۳ناله برگشت ز لب از فرح دیدن تو←شمارهٔ ۶۳۴کردم چو ساز گریه، بیا صد نوا شنو←شمارهٔ ۶۳۵رام کسی نیست یار، کس چه بگوید به او←شمارهٔ ۶۳۶بدن غنچه نباشد به صفای تن او←شمارهٔ ۶۳۷در ته دریا، تنش از تشنگی گردید خشک←شمارهٔ ۶۳۸گر بلغزد بر کنار جوی هستی پای سرو←شمارهٔ ۶۳۹بی برکت است چیزی، کان در شماره آید←شمارهٔ ۶۴۰دلم صدره به گلشن رفته، لیکن←