شعر را زندگی کن
→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱زود به کردم من بی‌صبر داغ خویش را←شمارهٔ ۲شام خطت گرفته ز صبح آفتاب را←شمارهٔ ۳بی‌حرز شعله نگذرد از پیش داغ ما←شمارهٔ ۴به پیامی که کند باد صبا یاد مرا←شمارهٔ ۵تا بود گریه کی آباد شود خانه ما؟←شمارهٔ ۶اگرچه خدمت مسجد نشد حواله ما←شمارهٔ ۷پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما←شمارهٔ ۸خوشدل کند خیال تو هجران‌کشیده را←شمارهٔ ۹ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما←شمارهٔ ۱۰از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا←شمارهٔ ۱۱تا ز رویش گلستان کردم نگاه خویش را←شمارهٔ ۱۲ز رشک، باد صبا گرچه سوخت جان مرا←شمارهٔ ۱۳کو سرانجامی که شب روشن کنم کاشانه را←شمارهٔ ۱۴کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟←شمارهٔ ۱۵دلبستگی نماند به وارستگی مرا←شمارهٔ ۱۶فکند از نظری دیده حسود مرا←شمارهٔ ۱۷ز هجر کرد خبردار وصل یار مرا←شمارهٔ ۱۸یکی بود به نظر نیستی و هستی ما←شمارهٔ ۱۹آتش مزاج من بگذار این عتاب را←شمارهٔ ۲۰خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را←شمارهٔ ۲۱داده عشقم باده نابی که می‌سوزد مرا←شمارهٔ ۲۲وبال جان اسیران مکن رهایی را←شمارهٔ ۲۳شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر ترا←شمارهٔ ۲۴خوشم که ضعف چنان کرده روشناس مرا←شمارهٔ ۲۵چو نمی‌کنی نگاهی به ستم مران خدا را←شمارهٔ ۲۶چند سوزد برق غم مشتی خس و خاشاک را←شمارهٔ ۲۷ناگفته ماند صد سخن آرزو مرا←شمارهٔ ۲۸به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را←شمارهٔ ۲۹در راه تا رود ز من آن نازنین جدا←شمارهٔ ۳۰می‌زند نشتر تدبیر شب و روز مرا←شمارهٔ ۳۱شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود را←شمارهٔ ۳۲برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را←شمارهٔ ۳۳لب شود ریش ار برد نام دل افگار ما←شمارهٔ ۳۴منم که داغ دلم دشمن است مرهم را←شمارهٔ ۳۵خط تو سرمه کشد دیده تمنا را←شمارهٔ ۳۶فسون ناله‌ام شب بسته خواب پاسبانش را←شمارهٔ ۳۷تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا←شمارهٔ ۳۸به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا←شمارهٔ ۳۹پرهیز ده ز هجر گرفتار خویش را←شمارهٔ ۴۰سخن ز غیر مپرسید بینوایی را←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth