→ خاتمة الحیاتجامی
جامی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱ای آن که گرد مه ز خط مشکین هلالی بستهای←شمارهٔ ۲۸۲گل زد به باغ صبحدم اورنگ خسروی←شمارهٔ ۲۸۳چه عجب بود ز تو ای پسر که به حال ما نظری کنی←شمارهٔ ۲۸۴با این همه کین با من بیدل که تو داری←شمارهٔ ۲۸۵یار شد شهرگرد و هر جایی←شمارهٔ ۲۸۶به شب فروخته رو خانهٔ که میپرسی←شمارهٔ ۲۸۷ای که افسانه این دیدهٔ تر میپرسی←شمارهٔ ۲۸۸به سوی خویش مرا رخصت گذر ندهی←شمارهٔ ۲۸۹شنیده ام که ز من یاد می کنی گاهی←شمارهٔ ۲۹۰می زند راه دلم شکل سهی بالایی←شمارهٔ ۲۹۱داغ جفا که برکسان زآتش کین خود نهی←شمارهٔ ۲۹۲ای شهره در زمانه به شیرین شمایلی←شمارهٔ ۲۹۳هرگز ای شوخ سوی خسته دلی دیدی نی←شمارهٔ ۲۹۴منم به کنج خرابات عشق شیفته حالی←شمارهٔ ۲۹۵نگارا بر گرفتاران ببخشای←شمارهٔ ۲۹۶هر روز که در میدان چوگان زدن آغازی←
→ صفحهٔ قبل۸ از ۸