شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارقاسم انوار
قاسم انوار

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۰۱«هدی للمتقین » گفتند: یعنی←شمارهٔ ۶۰۲هر لحظه مرا میرسد انوار تجلی←شمارهٔ ۶۰۳به جان تو، که خمارم به غایت، ای چلبی←شمارهٔ ۶۰۴دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتی←شمارهٔ ۶۰۵با یاد خدا باش به هر جای که هستی←شمارهٔ ۶۰۶چو با تست مقصود، هرجا که هستی←شمارهٔ ۶۰۷چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی←شمارهٔ ۶۰۸السلام علیک، یا سندی←شمارهٔ ۶۰۹ای دل عشاق را بروی تو شادی←شمارهٔ ۶۱۰دلم از غصه هجران تو دارد دردی←شمارهٔ ۶۱۱گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی←شمارهٔ ۶۱۲گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی←شمارهٔ ۶۱۳فرودی باشد و ننگ و جودی←شمارهٔ ۶۱۴گر جان بهوای تو گرفتار نبودی←شمارهٔ ۶۱۵جان نوروز و جان صد عیدی←شمارهٔ ۶۱۶ای آفتاب روی ترا ماه مشتری←شمارهٔ ۶۱۷ای عشق دل فروز، که شاه مظفری←شمارهٔ ۶۱۸وصال یار بصد جان بخر، اگر نخری←شمارهٔ ۶۱۹مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری←شمارهٔ ۶۲۰ای دوست، بگو باری تا: عزم کجا داری؟←شمارهٔ ۶۲۱روی دل را بسوی جان داری←شمارهٔ ۶۲۲حکایتی دو سه دارم، به شرط دستوری←شمارهٔ ۶۲۳ز حد گذشت حکایت ز قصه دوری←شمارهٔ ۶۲۴شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟←شمارهٔ ۶۲۵من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟←شمارهٔ ۶۲۶میسرت نشود عاشقی و مستوری←شمارهٔ ۶۲۷نه مست جام خدایی، نه مرد مستوری←شمارهٔ ۶۲۸گر زانکه بگویند: گدایی و فقیری←شمارهٔ ۶۲۹اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزی←شمارهٔ ۶۳۰تو همچو عقل شریفی و همچو روح عزیزی←شمارهٔ ۶۳۱تا سر الهی ز ملاهی نشناسی←شمارهٔ ۶۳۲من عشقم و عشق من چه پرسی؟←شمارهٔ ۶۳۳دلا، ز باده و خُم‌خانهٔ که می‌پرسی؟←شمارهٔ ۶۳۴زمانی یار شو، گر یار باشی←شمارهٔ ۶۳۵چه غمست آخر از غم؟ چو تو در میانه باشی←شمارهٔ ۶۳۶امروز به جد دارم با تو سر دشنامی←شمارهٔ ۶۳۷ای قطب جامی، شاه انامی←شمارهٔ ۶۳۸ای ماه معربد، ز کجایی و چه نامی؟←شمارهٔ ۶۳۹زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی←شمارهٔ ۶۴۰گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth