شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعار فارسیامیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - ایضا لهما را به جز گدایی میخانه کار چیست؟←شمارهٔ ۸۲ - تتبع شیخملک آفاق به جز دیر مغان این همه نیست←شمارهٔ ۸۳ - ایضا لهمرا که جز به خرابات عشق راهی نیست←شمارهٔ ۸۴ - ایضا لهمانده در کوی مغان تا ابدم عاشق و مست←شمارهٔ ۸۵ - ایضا لهدر میکده آنرا که به کف جام شراب است←شمارهٔ ۸۶ - تتبع خواجهز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل است←شمارهٔ ۸۷ - تتبع خواجههرگز گدای میکده از شاه غم نداشت←شمارهٔ ۸۸ - تتبع خواجهیارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟←شمارهٔ ۸۹ - در طور خواجهبود آب زده ساحت میدان خرابات←شمارهٔ ۹۰ - تتبع خواجهدل چو پروانه ز شمع رخ جانانه بسوخت←شمارهٔ ۹۱ - تتبع خواجهدید آن که پی من به خرابات فنا رفت←شمارهٔ ۹۲ - تتبع خواجههر دل که نه صاف است برو فیض خرام است←شمارهٔ ۹۳ - تتبع خواجهبیا که هاتف میخانه دوش پنهان گفت←شمارهٔ ۹۴ - تتبع خواجهمن و میل الف قامت آن حورسرشت←شمارهٔ ۹۵ - تتبع خواجهتا کوثر و فردوس ره دور و دراز است←شمارهٔ ۹۶ - نعتزهی صد پیر کنعانی مریدت←شمارهٔ ۹۷ - تتبع خواجهگفتم شراب لعل تو یاقوت احمر است←شمارهٔ ۹۸ - تتبع خواجهزان لعل می آلود شدم مست خرابت←شمارهٔ ۹۹ - مخترعلعل تو نبات و سخنت آب حیاتست←شمارهٔ ۱۰۰ - تتبع خواجهزاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیست←شمارهٔ ۱۰۱ - مخترعحسنی که دیده دید دل آن سوی مایل است←شمارهٔ ۱۰۲ - مخترعباز دل تفرقه در توبه و طامات انداخت←شمارهٔ ۱۰۳ - تتبع خواجهتا گدایی در میکده آیین منست←شمارهٔ ۱۰۴ - ایضا لهکافر عشقم و سودای بتان دین منست←شمارهٔ ۱۰۵ - تتبع مخدوممن درد زهر هجران درمی‌کشم به یادت←شمارهٔ ۱۰۶ - تتبع خواجهاگر چه پیر مغانم پیاله داد به دست←شمارهٔ ۱۰۷ - مخترعآمد بهار دلکش و گل‌های تر شکفت←شمارهٔ ۱۰۸ - تتبع شیخنیست یکدل کز جفای چشم او بیمار نیست←شمارهٔ ۱۰۹ - تتبع بعضی یارانتنم از رنج در بیچارگی سوخت←شمارهٔ ۱۱۰ - ایضا لهگاه خندیدن لبت آب حیات و قند ریخت←شمارهٔ ۱۱۱ - تتبع مخدومیباز در دیر مغان عربده مستانست←شمارهٔ ۱۱۲ - تتبع مخدومیخط بر فراز لعل تو از مشک ناب چیست؟←شمارهٔ ۱۱۳ - تتبع شیخباشدم خرمی از هر چه درین عالم ازوست←شمارهٔ ۱۱۴ - تتبع مخدوم در طور خواجهبیا که پیر مغان در سبو شراب انداخت←شمارهٔ ۱۱۵ - مخترعاگر ز عین جفا چشم او دلم بشکست←شمارهٔ ۱۱۶ - در طور خواجهبیا که پیر مغان جام پر ز صهبا ساخت←شمارهٔ ۱۱۷ - در طور خواجهصبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریخت←شمارهٔ ۱۱۸ - مخترعسیم خوش باشد که سازی با حریف ساده خرج←شمارهٔ ۱۱۹ - تتبع خواجهکسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراج←شمارهٔ ۱۲۰ - مخترعنسیم صبح نمود از تغار صهبا موج←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth