→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۶۴۱آزرده ز کوی یار رفتم←شمارهٔ ۶۴۲نی به خواب آسوده گردد نی به بیداری دلم←شمارهٔ ۶۴۳به حال من نپردازی چه سازم←شمارهٔ ۶۴۴به اشک شام و به آه سحر چه چاره کنم←شمارهٔ ۶۴۵ز کوی او سفر کردیم و رفتیم←شمارهٔ ۶۴۶منم آن خسته که از درد محابا نکنم←شمارهٔ ۶۴۷چون تار ساز هر چند ما زار مینماییم←شمارهٔ ۶۴۸تو را من باوفا دانسته بودم←شمارهٔ ۶۴۹چون شمع ما به کعبه و بتخانه سوختیم←شمارهٔ ۶۵۰احوال خراب می نویسم←شمارهٔ ۶۵۱به زندان غمت جز ناله و زاری نمیدانم←شمارهٔ ۶۵۲بیا ای دلربا گرد تو گردم←شمارهٔ ۶۵۳منت از خون دل شراب دهم←شمارهٔ ۶۵۴این دل گمگشته را در زلف خوبان یافتم←شمارهٔ ۶۵۵دل سخت آن بیوفا را چه گویم←شمارهٔ ۶۵۶دارم اگرچه دست به کاری که داشتم←شمارهٔ ۶۵۷به آن سیمینبدن زر بگذرانم←شمارهٔ ۶۵۸اشک را یافتهام پردهدر خود چه کنم←شمارهٔ ۶۵۹دل در خون طپیدهای دارم←شمارهٔ ۶۶۰هر سحر یاد شما میکنم و میگریم←شمارهٔ ۶۶۱آن قد دل پسند را نازم←شمارهٔ ۶۶۲خواهم که یک شب گریهای در پای دیوارش کنم←شمارهٔ ۶۶۳گرچه ما از زمانه سوختهایم←شمارهٔ ۶۶۴چنان مکن که ز کوی تو خوار برخیزم←شمارهٔ ۶۶۵اشارت کن دل و جان میرسانم←شمارهٔ ۶۶۶در آغاز محبت از جفای دلستان مردم←شمارهٔ ۶۶۷اشک خونینجگری میخواهم←شمارهٔ ۶۶۸شکوهها از یار در دل میبرم←شمارهٔ ۶۶۹میتوانم ز سر هر دو جهان برخیزم←شمارهٔ ۶۷۰شب از دوریت سخت افسرده بودم←شمارهٔ ۶۷۱زمین خدمتش گاهی که یابم یار میبوسم←شمارهٔ ۶۷۲وا ش زمانی ای بیترحم←شمارهٔ ۶۷۳چو خم به گوشهٔ میخانه نسبتی دارم←شمارهٔ ۶۷۴غم هجران کشیدم و رفتم←شمارهٔ ۶۷۵من با دل سخت تو در افتاد ندارم←شمارهٔ ۶۷۶شب هجر تو داغ میسوزم←شمارهٔ ۶۷۷دل بیتاب وصل سیم تن جانانهای دارم←شمارهٔ ۶۷۸از وصل دلبر دل برگرفتم←شمارهٔ ۶۷۹با غیر سری داری و گویی که ندارم←شمارهٔ ۶۸۰ساخت غربت به من وطن چه کنم←