→ ملکالشعرا بهارملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱ - علی جاننامهات آورد اسکدار علی جان←شمارهٔ ۲۰۲ - صفاهانای رخ میمونت آفتاب صفاهان←شمارهٔ ۲۰۳ - تجرید و منقبتدل ز دل بردار اگر بایست دلبر داشتن←شمارهٔ ۲۰۴ - شه نادانزین شَهِ نادان، امیدِ مُلکرانی داشتن←شمارهٔ ۲۰۵ - تغزل درمنقبت ولی عصر حجة بن الحسن (ع)خیز وطعنه برمه و پروین زن←شمارهٔ ۲۰۶ - ای زنجوانبخت و جهانآرایی ای زن←شمارهٔ ۲۰۷ - دریغ من!آتش کید آسمان سوخت تنم، دریغ من←شمارهٔ ۲۰۸ - فقر و فنابر تختگاه تجرد سلطان نامورم من←شمارهٔ ۲۰۹ - ای وطن منای خطّهٔ ایران مهین، ای وطن من←شمارهٔ ۲۱۰ - آسمان پیماچون به پشت آسمانپیما برآمد پای من←شمارهٔ ۲۱۱ - رود کارونخوشا فصل بهار و رود کارون←شمارهٔ ۲۱۲ -بیزاری از حیاتمرا دلی است ز دست زمانه غرقه به خون←شمارهٔ ۲۱۳ - ماجرای واگونهوشم ز سر پریده از ماجرای واگون←شمارهٔ ۲۱۴ - خدعهٔ حسودحاسدم دست خدیعت برکشید از آستین←شمارهٔ ۲۱۵ - شیرازشد پارس یکی حلقهٔ گزین←شمارهٔ ۲۱۶ - آفرین فردوسیآنچه کورش کرد و دارا و آنچه زردشت مهین←شمارهٔ ۲۱۷ - درود به پوشکیندرود بر تو و فضل و کمالت ای پوشکین←شمارهٔ ۲۱۸ - تشبیبدر باغ تولیت دوش بودم روان به هرسو←شمارهٔ ۲۱۹ - جهنمترسم من از جهنم و آتشفشان او←شمارهٔ ۲۲۰ - در حال تبمغز من اقلیم دانش، فکرتم بیدای او←شمارهٔ ۲۲۱ - فغان از این جهانفغان از این جهان و ابتلای او←شمارهٔ ۲۲۲ - جغد جنگفغان ز جغد جنگ و مرغوای او←شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقازندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو←شمارهٔ ۲۲۴ - دماوندیه اولای کوه سپیدسر، درخشان شو←شمارهٔ ۲۲۵ - در مدح مظفرالدین شاهایا نسیم صبا ای برید کار آگاه←شمارهٔ ۲۲۶ - ماجرای زمستاندوش چون برشد آن درفش سیاه←شمارهٔ ۲۲۷ - بقایی و شعلهگسترد بهار زمردین حلّه←شمارهٔ ۲۲۸ - تغزلمنصور باد لشکر آن چشم کینهخواه←شمارهٔ ۲۲۹ - اختر حقیقتخورشید برکشید سر از بارهٔ بره←شمارهٔ ۲۳۰ - خزینۀ حمامافتاد به حمام، رهم سوی خزینه←شمارهٔ ۲۳۱ - گرسنهشاها تا کی بود بهار گرسنه←شمارهٔ ۲۳۲ - ای مشارالسلطنهنعمت دنیا سرابست ای مشارالسلطنه←شمارهٔ ۲۳۳ - حریق آملخاکِ آمل شده در زیرِ پیِ آتش، طی←شمارهٔ ۲۳۴ - تهران قبل از کودتاای مردم دلخون وطن، دغدغه تا کی←شمارهٔ ۲۳۵ - بهشت و دوزخخوش گفت این حدیث که شرطست کآدمی←شمارهٔ ۲۳۶ - ذم ریاجل پیام فرستاد سوی کشور ری←شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلسای سید عراقی شغلی دگر نداری←شمارهٔ ۲۳۸ - سکوت شبآشفت روز بر من، از این رنج جان گزای←شمارهٔ ۲۳۹ - چگونهای؟!هان ای فراخ عرصهٔ تهران چگونهای←شمارهٔ ۲۴۰ - شجاعت ادبیمردن اندر شجاعت ادبی←