→ غبار همدانیغبار همدانی
غبار همدانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱زند چون آتش حسنش زبانه←شمارهٔ ۸۲ای سلسله زلفت سرمایۀ رسوایی←شمارهٔ ۸۳چندانکه جهد کردم با زهد و پارسایی←شمارهٔ ۸۴تا کی رودم خون دل از هر مژه چون جوی←شمارهٔ ۸۵ای خوش آن دردی که درمانش توئی←شمارهٔ ۸۶ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی←شمارهٔ ۸۷به کامم زهر شد تریاق هستی←شمارهٔ ۸۸خیال توبه کردم دی ز مستی←شمارهٔ ۸۹هلالم ز ابرو بتا تا نمودی←شمارهٔ ۹۰نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری←شمارهٔ ۹۱نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداری←شمارهٔ ۹۲ساقیا در دادن دردی چرا اندیشه داری؟←شمارهٔ ۹۳ای مطرب دل ترسم زین پرده که بنوازی←شمارهٔ ۹۴به جانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی←شمارهٔ ۹۵بر گردنم از مویت پیوسته طناب اولی←شمارهٔ ۹۶به شهرعشق نه روز و نه هفته است و نه سالی←شمارهٔ ۹۷باد صبح از گلستان آید همی←شمارهٔ ۹۸نوازیم تو اگر بر نگارش قلمی←شمارهٔ ۹۹بت ابرو کمانی از کمینی←شمارهٔ ۱۰۰به دریا خویش را تا لا نبینی←شمارهٔ ۱۰۱سفالین خُمُّ و در وی لعلگون می←
→ صفحهٔ قبل۳ از ۳