→ دیوان اشعارانوری
انوری
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح صدرالامم کمالالدین محمودای به هستی داده گیتی را کمال←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح ناصرالدین طاهر و تهنیت رمضان و تحویل حملسایه افکند مه روزه و روز تحویل←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح متمن الحضرة سعدالدین اسعد بن اسماعیلمؤتمن اسعد بن اسماعیل←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی و تهنیت او به تشریف سلطانمبارک باد و میمون باد و خرم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ - در ستایش اسب صاحب ناصر الدین و تخلص به مدح اوای زرین نعل آهنین سم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح سلطان غیاث الدین ابوشجاع سلیمان شاهبن محمدای خنجر مظفر تو پشت ملک عالم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷ - در مدح عمادالدین پیروزشاه و خواجه جلالالوزراای رایت رفیعت بنیاد نظم عالم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح مفخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمهای کلک تو پشت ملک عالم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح رضیةالدین مریمای فخر همه نژاد آدم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در صفت افلاک و بروج و مدح ناصرالدین طاهربن المظفرجرم خورشید دوش چون گه شام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح ابوالمظفر ناصرالدین طاهربن مظفرشرف گوهر اولاد نظام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲ - در مدح صاحب نظامالدین محمدای گرفته عالم از عدلت نظام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ - در مدح ضیاء الدین مودودبن احمد عصمیمملکت را به کلک داد نظام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ - در صفت افلاک و بروج و مدح صاحب ناصرالدیندوش سلطان چرخ آینه فام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح صاحب جلالالدین احمدبن مخلصای به استحقاق شاه شرق را قایم مقام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ - در تهنیت ماه رمضان و مدح مجد الدین ابوالحسن عمرانیمرحبا نو شدن و آمدن عید صیام←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷ - قال فیالتفاخر و شکایة الزمانتا آمد از عدم به وجود اصل پیکرم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در شکر مجلس صاحب ناصرالدینای بارگاه صاحب عادل خود این منم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ - در صفت بارگاه ملک الوزرا مخلصالدین از زبان صفهمن که این صفهٔ همایونم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ - مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیآفرین باد بر چو تو مخدوم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ - مدح صدر تاجالدین ابراهیماختیار ملوک هفت اقلیم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲ - در مدح ابوالفتح طاهربن مظفر وزیربه حکم دعوی زیج و گواهی تقویم←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح سیداجل عمادالدین ابوالفضل طورانیچو شاه زنگ برآورد لشکر از ممکن←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح امیر عادل ضیاء الدین مودود احمد عصمینماز شام چو خورشید گنبد گردان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ - چون صدراعظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی از سمرقند بازآمد و سلطان تشریفش فرمود اعدا بر او افتریها کردند در دفع آن افتریها انوری این قصیدهٔ بگفتسه ماهه فراقت بر اهل خراسان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح یکی از امیرانچون شمع روز روشن از ایوان آسمان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - مدح یکی از اقوام پادشاه کندای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح یکی از بزرگانای ز کلک توراست کار جهان←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیدرآمد موکب عید همایون←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح فیروزشاه گفته و التزام آنچه حضرت سلیمان داشته از مراتب جاه و نعمت نمودهکو آصف جم گو بیا ببین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح فخرالسادات مجدالدین ابوطالب نعمهآیت مجد آیتی است مبین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیای جهان را جمال و جاه تو زین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - فخرالدین خالد قطعهای به مطلع زیر به انوری نوشته و او را مدح گفته انوری در جواب فخرالدین قصیدهٔ ذیل را گفته و پسر او را که طفل بوده ستودهو علیک السلام فخر الدین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ - مدح ملکالاسخیا ابوالمفاخر امیر فخرالدینافتخار زمان و فخر زمین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح جلالالوزرا مجدالدین علیای جهان خاتم جانبخش ترا زیر نگین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفرصاحب روزگار و صدر زمین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ - در مدح ملک عضدالدین طغرل تکینای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح امیر طغرل تکیناز در شاهی در طغرل تکین←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح ملک معظم عمادالدین فیروزشاهای باد خاک مرکب گردون شتاب تو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ - در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبکای فخر کرده دین خدای از مکان تو←