شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱چهرة صاف بلا زلف سیه فام بلا←شمارهٔ ۸۲چو دادند اختیار کل قضا را←شمارهٔ ۸۳ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا←شمارهٔ ۸۴به گلستان چو روی گل شود از روی تو آب←شمارهٔ ۸۵بنشین که بی‌رخ تو ندارم قرار و تاب←شمارهٔ ۸۶عُجْب در مستی ندارد هیچ فرقی با شراب←شمارهٔ ۸۷همین نه مرهم دل‌های خسته است شراب←شمارهٔ ۸۸دلم از غصّه رنجورست امشب←شمارهٔ ۸۹بی‌لبت ساغر می‌ آب ندارد امشب←شمارهٔ ۹۰نگه نکرده گذشتی ز من به ناز امشب←شمارهٔ ۹۱جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب←شمارهٔ ۹۲زلف را با تیره‌بختی شد رخ جانان نصیب←شمارهٔ ۹۳گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب←شمارهٔ ۹۴غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخت←شمارهٔ ۹۵امشب ز فرقت تو دلم چون چراغ سوخت←شمارهٔ ۹۶اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت←شمارهٔ ۹۷پیشهٔ ما عشق و رندی کار ماست←شمارهٔ ۹۸دل بد مکن ز همدمی غم که آشناست←شمارهٔ ۹۹ما به این بی‌اعتباری چرخ سرگردان ماست←شمارهٔ ۱۰۰گلِ بی‌رنگِ عشق چیدة ماست←شمارهٔ ۱۰۱در عشق تو ناله پیشة ماست←شمارهٔ ۱۰۲جلوة قد تو از چاک دل ما پیداست←شمارهٔ ۱۰۳نظر به روی تو دارد نگاه بی‌ادبست←شمارهٔ ۱۰۴چو موج بر سر آبیم و حال سخت خرابست←شمارهٔ ۱۰۵شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است←شمارهٔ ۱۰۶در عهد نگاه تو که صیاد شکیب است←شمارهٔ ۱۰۷مه روی تو که آرایش هر مهتاب است←شمارهٔ ۱۰۸از عشق که جان در تن بیمار حزین است←شمارهٔ ۱۰۹حسن محجوب ز نظّاره خطرها دارد←شمارهٔ ۱۱۰چه کنم صلح کسی جنگ و ستیز تو که خوبست←شمارهٔ ۱۱۱تنم از رنج و بلا مایه‌ده ایّوبست←شمارهٔ ۱۱۲ز زهر ناوک او دل چو شهد خرسندست←شمارهٔ ۱۱۳یوسف بازار ما هم خود خریدار خودست←شمارهٔ ۱۱۴چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است←شمارهٔ ۱۱۵خاطر ما به تو صد جا بندست←شمارهٔ ۱۱۶نه زابرش خبر و نه ز بهارش یادست←شمارهٔ ۱۱۷دلم پای‌بند نسیم بهارست←شمارهٔ ۱۱۸گذشت موسم گل لیک یار جلوه‌گرست←شمارهٔ ۱۱۹مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست←شمارهٔ ۱۲۰دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth