شعر را زندگی کن
→ قوامی رازیقوامی رازی
قوامی رازی

دیوان اشعار

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - در غزل استخوشتر ز عشق خوبان، اندر جهان چه باشد←شمارهٔ ۸۲ - در غزل استای که در روزه بال و پر زده ای←شمارهٔ ۸۳ - در غزل استدلبر من کودکست ناز نداند همی←شمارهٔ ۸۴ - در غزل استسرمایه ای است سنگین؛ زلف تو دلبری را←شمارهٔ ۸۵ - در غزل استزلف تو دین مرد دینی برد←شمارهٔ ۸۶ - در غزل واشارت بمدح حسن ابوالعمید استجانا دل من تو را مرید است←شمارهٔ ۸۷ - در غزل و اشارت باسم خواجه علی ضراب استبپیچ سنبل اندر تاب داری←شمارهٔ ۸۸ - در غزل واشارت باسم خواجه اوحد استز عشق تو کشیدم گرد دل سد←شمارهٔ ۸۹ - در غزل استهر کو چو تو دلستان ندارد←شمارهٔ ۹۰ - در غزل استتا کرده ام ای دوست به عشق تو تولا←شمارهٔ ۹۱ - در غزل واشاره به مدح نوشروان نامی استای دل به جان و مال خر گر بوسه جانان خری←شمارهٔ ۹۲ - در غزل استمعشوق و بهار و باغ و باده←شمارهٔ ۹۳ - در غزل استعاشق خوش طبع با معشوق شیرین خوش خورد←شمارهٔ ۹۴ - در توحید و منقبت و تخلص به مدح سید اجل شرف الدین محمد نقیب گویددارای آسمان و زمین کردگار ماست←شمارهٔ ۹۵ - در موعظت و نصیحت و دعوت به خداپرستی و زهد در دنیا و رغبت به آخرتستاز بد این مردمان، وز غم این روزگار←شمارهٔ ۹۶ - در مدح عمادالدین ابومحمد حسن بن محمد بن احمداسترآبادی قاضی ری گویدای که در دنیا همه جدی و در دین سرسری←شمارهٔ ۹۷ - در موعظت و نصیحت و دعوت به اعراض از دنیا و اقبال به آخرت گویدای آز و ناز کرده تو را سغبه جهان←شمارهٔ ۹۸ - در موعظت و نصیحت و زهد در دنیا و رغبت به آخرت گویدجهان سرای و بال است و بارگاه عذاب←شمارهٔ ۹۹ - در موعظت و نصیحت و ترهیب از دنیا و ترغیب به آخرت گویدمدبری که به فرمان او است جان درتن←شمارهٔ ۱۰۰ - در تأسف بر ایام جوانی و شکایت از عوارض پیری و درنصیحت و مناجاتنماند است در چشم من روشنائی←شمارهٔ ۱۰۱ - در اثبات صانع و توحید او و بیوفائی دنیا و یادآوری مرگ و موعظت و نصیحت گویدروزی دهی که بر دو جهان است پادشا←شمارهٔ ۱۰۲ - در موعظت و نصیحت و دعوت به زهد در دنیا و رغبت به آخرت گویدای شده عمر تو ضایع در تمنای محال←شمارهٔ ۱۰۳ - در موعظت و نصیحت گویدمکن دین در سر دنیا ز خودرائی و نادانی←شمارهٔ ۱۰۴ - در توحید و زهد و موعظت گویدپس از توحید جان افزای تا جانم به جا باشد←شمارهٔ ۱۰۵ - قسمت اولی است از قصیده ای ؛ و موجود از آن در بیان توحید استپروردگار عالمیان است کردگار←شمارهٔ ۱۰۶ - در منقبت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و عدل خدای تعالی و مدح سید فخرالدین و پدر او سید شمس الدین که هر دو رئیس شیعه در ری بوده اند گویدمرتضی باید که بعد از مصطفی فرمان دهد←شمارهٔ ۱۰۷ - در موعظت و نصیحت و تحذیر از دنیا و تذکیر مرگ و تصدیق حشر و نشر گویدعزیزا چند رنگارنگ این دور جهان بینی←شمارهٔ ۱۰۸ - در موعظت و نصیحت و ترغیب به اختیار آخرت بردنیا گویدعمرها کوتاه گشتست ای عزیزان زینهار←شمارهٔ ۱۰۹ - در عدل خدای تعالی و امامت ائمه اثنی عشر علیهم السلام و موعظت و نصیحت و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی گویدچهار دار امام ای پسر ولی سه چهار←شمارهٔ ۱۱۰ - در مرثیت سیدالشهدا علیه السلام و ذکر مصائب آن حضرت و اهل بیت او گویدروز دهم ز ماه محرم به کربلا←شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح خاتم الانبیاء «ص» و اهل بیت و اصحاب او و موعظت و نصیحت گویدهرکه زین در نشانه ای یابد←شمارهٔ ۱۱۲ - در موعظت و نصیحت و حقانیت مذهب اثنا عشری گویدتا کی از هزل و هوس دنبال شیطان داشتن←شمارهٔ ۱۱۳ - در تفکر در آثار قدرت خدای تعالی و در موعظت و نصیحت گویدخداوندی است عالم را جهان آرای و گیتی‌بان←شمارهٔ ۱۱۴ - در توحید و پند و زهد گویدای از خدا عزوجل بر تو آفرین←شمارهٔ ۱۱۵ - در منقبت امیرالمؤمنین علی و یازده فرزند معصوم او علیهم السلام و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی رحمة الله علیه گویدچو صاحب شریعت پس از کردگار←شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش و توحید خدای تعالی و درموعظت و نصیحت و مدح قطب الدین ابومنصور مظفربن اردشیر واعظ مروزی معروف به امیر عبادی گویدمدبری ملکی بر جهان جهانبان است←شمارهٔ ۱۱۷ - از ترکیب بندی است در توحید و مناجات و پند و موعظت و منقبت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلمبدان خدای که جان آفرید و روزی داد←شمارهٔ ۱۱۸ - ترکیب بندی است که در توحید و زهد و پند و منقبت پیغمبر «ص» و امیرالمؤمنین «ع» و شیعیانش گفتهجز آفریدگار جهان آفریده نیست←شمارهٔ ۱۱۹ - در توحید و مناجات ومنقبت پیغمبر «ص» و امیرالمؤمنین «ع» و مدح منتجب الدین حسین بن ابوسعد ورامینی «ره» گویددارنده گردون و نگارنده اختر←شمارهٔ ۱۲۰ - در توحید و مناجات گویدبس مبارک بود چو فر همای←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth