→ دیوان اشعارمجذوب تبریزی
مجذوب تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - (ناکامل).............←شمارهٔ ۲دیده پر خون شد به دل دیگر نمیدانم چه شد←شمارهٔ ۳بیشوق تو کی واقف اسرار توان بود←شمارهٔ ۴عاشقی را بنا نباید کرد←شمارهٔ ۵ماهی که لب نوشش خاصیت جان دارد←شمارهٔ ۶هر چند تماشا ز غرورش نتوان کرد←شمارهٔ ۷دردمندان تو از درد دوا یافتهاند←شمارهٔ ۸مژده ای دل پیک جانان میرسد←شمارهٔ ۹روزی که فلک در خم چوگان تو گردد←شمارهٔ ۱۰جلوهای از قامتش تا دل تمنا میکند←شمارهٔ ۱۱خوش آن که صبح نظر بر رخ تو باز کند←شمارهٔ ۱۲مرا هر دم به کویت شوق دل ناچار میآرد←شمارهٔ ۱۳مژده ای دل که یار میآید←شمارهٔ ۱۴شب در نظرم بود که آن ماه برآمد←شمارهٔ ۱۵نه تنها فارغم کرد از جهان درد←شمارهٔ ۱۶هر کجا صبر از دلی آن زلف کافرکیش برد←شمارهٔ ۱۷هر که را روزی لطف تو رعایت نکند←شمارهٔ ۱۸بهار آمد که گلشن بوی آن گلپیرهن گیرد←شمارهٔ ۱۹روز عید آن شوخ اگر جولان کند←شمارهٔ ۲۰یکرنگ تو را کجدل و ابلق نتوان کرد←شمارهٔ ۲۱با ژندهای توان ساخت زرتار اگر نباشد←شمارهٔ ۲۲دولت آن است که یارم ز در لطف در آید←شمارهٔ ۲۳مهوشان دیوانهام با جام بیغش کردهاند←شمارهٔ ۲۴با تبسم تا لبش تمهید احسان میکند←شمارهٔ ۲۵مرا که با لب او نوبت سخن نرسد←شمارهٔ ۲۶تا چند آب حسرتم از چشم تر چکد←شمارهٔ ۲۷به یاد روی توام سال و ماه میگذرد←شمارهٔ ۲۸تا جمالت شمع این کاشانه شد←شمارهٔ ۲۹چه آتش بود در پیمانه کردند←شمارهٔ ۳۰خوبان اگر به حسن و صباحت فرشتهاند←شمارهٔ ۳۱هر که آید به در میکده دیوانه کنند←شمارهٔ ۳۲فروغ همت خم را نه ساغر نه سبو دارد←شمارهٔ ۳۳آن زمان کاین فتنهها در عالم ارواح بود←شمارهٔ ۳۴جمال تو را ماه تابنده شد←شمارهٔ ۳۵وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند←شمارهٔ ۳۶عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند←شمارهٔ ۳۷عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد←شمارهٔ ۳۸خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند←شمارهٔ ۳۹غمزهات ناوکفشانی میکند←شمارهٔ ۴۰کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسد←
۱ از ۷صفحهٔ بعد ←