شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارعلی اشتری
علی اشتری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - بامید سحرسالها میگذرد، کز غم او بیمارم←شمارهٔ ۸۲ - گناه نگاهبعد از این دست من و دامن ماه دگری←شمارهٔ ۸۳ - ماه و پروین دگربعد از این دست من و طره مشگین دگر←شمارهٔ ۸۴ - ماه تو گرفتدلم از دست غم زلف سیاه تو گرفت←شمارهٔ ۸۵ - تخلص شاعرگر دل از دام زلف تو آزاد کنم←شمارهٔ ۸۶ - نسیم سحرگر نسیم سحر از کوی تو آرد خبرم←شمارهٔ ۸۷ - سیل و داماناگر چه آن بت رعنا شکست پیمانم←شمارهٔ ۸۸ - دمی خوشمائیم و همین کنج خرابات و دمی خوش←شمارهٔ ۸۹ - از پریشانی گذشتکار دل در تار زلفش از پریشانی گذشت←شمارهٔ ۹۰ - هر چه بیشتر بهتردرد ما هرچه بیشتر بهتر←شمارهٔ ۹۱ - خطاست!از راه کوی عشق تو گر پا کشم خطاست←شمارهٔ ۹۲ - چه کنم؟بی‌تو ای غنچهٔ گل! با گل و ریحان چه کنم؟←شمارهٔ ۹۳ - از ماه بهتریبا سرو هم طرازی و با مه برابری←شمارهٔ ۹۴ - باور نمیکنممه با جمال یار برابر نمیکنم←شمارهٔ ۹۵ - قصه شمعمیرود در همه عالم بنکوئی سخنم←شمارهٔ ۹۶ - آشفتهآشفته ز اغیارم و آزرده ز یارم←شمارهٔ ۹۷ - اعتبار میشراب چشم تو، می را ز اعتبار انداخت←شمارهٔ ۹۸ - به انتظار نگاهیاگر به راه ببینی به لرزش آمده کاهی←شمارهٔ ۹۹ - طبیب رفتدردا که از کنار من آن دلفریب رفت←شمارهٔ ۱۰۰ - میان جمعبیا که پیش وجودت ز خویشتن برهم←شمارهٔ ۱۰۱ - در پرتو مهتابدیشب گل من، غنچه خاموش که بودی؟←شمارهٔ ۱۰۲ - درد نهانساقی گره از کار من غمزده وا کن←شمارهٔ ۱۰۳ - رضای پدرای که جستی بجان رضای پدر←شمارهٔ ۱۰۴ - از روز ازلروی دلها همه از روز ازل سوی تو بود←شمارهٔ ۱۰۵ - نتوان کردتا که کام از لب نوش تو، روا نتوان کرد←شمارهٔ ۱۰۶ - چو شمعگر شبی در محفل جانان برافروزم چو شمع←شمارهٔ ۱۰۷ - شبنمتا ترا از می و معشوق جدا نتوان دید←شمارهٔ ۱۰۸ - مردی و مردمیدلم رمیده ز دیدار مردم است امروز←شمارهٔ ۱۰۹ - در مرگ پدراز سر چو رفت سایه مهر پدر مرا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth