→ آشفتهٔ شیرازیآشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ای تو ز آغاز و انتها همه دانا←شمارهٔ ۲پرده برافتاد از جمال محمد←شمارهٔ ۳بسته بر آفتاب چو مشکین نقاب را←شمارهٔ ۴وقت صبوحست ای پسر برخیز و دردِهْ جام را←شمارهٔ ۵مشک فشان شد زتو باد صبا←شمارهٔ ۶به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا←شمارهٔ ۷ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را←شمارهٔ ۸خواهم که در هم بشکنم این طاق مینافام را←شمارهٔ ۹در آن سرا که برانند پادشایی را←شمارهٔ ۱۰گفتمش وقت تو کردیم دل ویران را←شمارهٔ ۱۱باد آورده بگلشن مژده نوروز را←شمارهٔ ۱۲گر زمن جان طلبد سر بنهم فرمان را←شمارهٔ ۱۳بیدوست پایدار نباشد نشست ما←شمارهٔ ۱۴ای لب لعل تو روحبخش مسیحا←شمارهٔ ۱۵چشم تو بربست از فسون بر خلق راه خواب را←شمارهٔ ۱۶به باغ حسن که کشت این نهال رعنا را←شمارهٔ ۱۷از شوق گل رویت رفتم به گلستانها←شمارهٔ ۱۸باز دامان که زداین آتش سودای مرا←شمارهٔ ۱۹کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش را←شمارهٔ ۲۰دهد به باغ اگر جلوه قد دلجو را←شمارهٔ ۲۱بگویم ار ز غم عشق داستانی را←شمارهٔ ۲۲گر این کرشمه بود آن نگار ترسا را←شمارهٔ ۲۳نمیدانم چه افغانست در گلشن هزاران را←شمارهٔ ۲۴هر که ببازار عشق آرد جنس وفا←شمارهٔ ۲۵عین درمان شمرد عاشق بیماری را←شمارهٔ ۲۶زلف جادو بگسلاند حلقهٔ زنجیر را←شمارهٔ ۲۷هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما←شمارهٔ ۲۸ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را←شمارهٔ ۲۹ای از شکنج زلف تو بر پای دل زنجیرها←شمارهٔ ۳۰مدعی پنداشتی دور از در جانان مرا←شمارهٔ ۳۱عشق بعقل بارها کرده کارزارها ←شمارهٔ ۳۲داده دو ترک تو صلا باز سپاه ناز را←شمارهٔ ۳۳ای بلبل شوریده بکن تازه نفس را←شمارهٔ ۳۴خبر از حی مگر آورده کسی مجنون را←شمارهٔ ۳۵ای رفته و نشناخته قدر دل ما را←شمارهٔ ۳۶کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا←شمارهٔ ۳۷که بر زلف سنبل زد این تابها←شمارهٔ ۳۸بیا ساقی شراب خوشگواری کردهام پیدا←شمارهٔ ۳۹با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را←شمارهٔ ۴۰مطرب به رقص آوردهای آن لعبت طناز را←
۱ از ۳۲صفحهٔ بعد ←