→ دیوان مونس الارواححیدر شیرازی
حیدر شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ - وصف دلبُتِ سَمَنبَرِ سیمینعَذارِ سنگیندل←شمارهٔ ۴۲ - و له ایضاطریق شب روی- ای دل!- ز دست نگذاری←شمارهٔ ۴۳ - و له ایضانگار عهد شکن بی وفای دوران است←شمارهٔ ۴۴ - و له ایضابیا که درد مرا از لب تو درمان است←شمارهٔ ۴۵ - و له ایضابیا که مردمک دیده غرقه در آب است←شمارهٔ ۴۶ - و له ایضاوجود خاکی من گرچه می دهی بر باد←شمارهٔ ۴۷ - و له ایضاز گریه مردم چشمم نشسته در خون است←شمارهٔ ۴۸ - و له ایضابه ناز اگر ز در آن سرو ناز باز آید←شمارهٔ ۴۹ - و له ایضابه حسرت از قفس سینه مرغ جان برود←شمارهٔ ۵۰ - بهاریاتبهار و باده و روی نگار خوش باشد←شمارهٔ ۵۱ - فی البدیههعروس گل چو به طرف چمن درآمد باز←شمارهٔ ۵۲ - و له ایضاخیال دوست که در خواب میکند بازی←شمارهٔ ۵۳ - سوگندنامهبه آفتابِ جمالت، به نورِ صبحِ جلال←شمارهٔ ۵۴ - و له ایضاچنان که قطرهٔ شبنم ز ارغوان بچکد←شمارهٔ ۵۵ - و له ایضابه حرف من چو نهاد این زمان نگار انگشت←شمارهٔ ۵۶ - مدح شیرازدلم ز خطهٔ شیراز و قوم او شادست←شمارهٔ ۵۷ - و له ایضاروزی است عید کز همه ایام خوشترست←شمارهٔ ۵۸ - و له ایضاخواهم که حاجت من بیدل روا کنی←شمارهٔ ۵۹ - مجاراتای روز روشنت ز شب تیره در حجاب←شمارهٔ ۶۰ - فی البدیههنوروز و عید ماست که روی تو دیدهایم←شمارهٔ ۶۱ - و له ایضااز هر چه هست و بود، می خوشگوار به←شمارهٔ ۶۲ - و له ایضاساقی! بیار باده و مطرب بساز ساز←شمارهٔ ۶۳ - و له ایضانیست در عالم کسی همتای تو←شمارهٔ ۶۴ - خواجوی کرمانی غیبت شیخ سعدی کرد این مدح گفته شدحیات جاودان شد جان سعدی←شمارهٔ ۶۵ - این شعر در حضور شیخ ابواسحاق بن محمود شاه گفته شدخواجوی دزد کابلی از شهر کرمان میرسد←شمارهٔ ۶۶ - جواب شیخ سعدیماه ملایکمنظری، سنگیندلی سیمینبری←شمارهٔ ۶۷ - و له ایضااز پردهٔ صبح دوم خورشید تابان میرسد←شمارهٔ ۶۸ - جواب شیخای ساقی سیمیندهن! در ده شراب ناب را←شمارهٔ ۶۹ - و له ایضاتا کی من سرگردان در عشق تو درمانم؟←شمارهٔ ۷۰ - و له ایضاساقی بیا و جام طرب پرشراب کن←شمارهٔ ۷۱ - و له ایضاای گل! هزار بلبل بیدل اسیر تست←شمارهٔ ۷۲ - و له ایضاروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار←شمارهٔ ۷۳ - و له ایضامن نکنم توبه ز معشوق و می←شمارهٔ ۷۴ - و لهاگر آن یار یار من باشد←شمارهٔ ۷۵ - و لهآن بت که چشم مستش دلها همیرباید←شمارهٔ ۷۶ - و له ایضامن آن معشوق میخواهم که یار مهربان است او←شمارهٔ ۷۷ - و له ایضاالا ای سرو نسرین بر! که سنبل بر سمن داری←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲