شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجنید شیرازی
جنید شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم←شمارهٔ ۴۲حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن←شمارهٔ ۴۳عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد←شمارهٔ ۴۴ساقیا موسم عیش است بده جام شراب←شمارهٔ ۴۵من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست←شمارهٔ ۴۶آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش←شمارهٔ ۴۷ما اگر زاهد و اگر رندیم←شمارهٔ ۴۸شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم←شمارهٔ ۴۹دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن←شمارهٔ ۵۰در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم←شمارهٔ ۵۱آه و گناه خسته‌دلان از سر نیاز←شمارهٔ ۵۲سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش←شمارهٔ ۵۳ای چشم و رخ تو زهره و ماه←شمارهٔ ۵۴می‌زند خنده و بازار شکر می‌شکند←شمارهٔ ۵۵به دور گل نگران جمال او می‌باش←شمارهٔ ۵۶سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد←شمارهٔ ۵۷چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست←شمارهٔ ۵۸هر که عاشق نشود پیش خرد مجنونی‌ست←شمارهٔ ۵۹بر خاک آستانش دارم سر گدایی←شمارهٔ ۶۰آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید←شمارهٔ ۶۱بر سر کوی تو هر دل که مقام است او را←شمارهٔ ۶۲ای جمالت خوب و اوصافت جمیل←شمارهٔ ۶۳طراوت رخ او بین و رنگ آتش را←شمارهٔ ۶۴ای مرا با تو عشق‌بازی‌ها←شمارهٔ ۶۵غصه روزگار بین که چه کرد←شمارهٔ ۶۶زاهد اندر کنج خلوت آه کربت می‌زند←شمارهٔ ۶۷کسی که مهر تو ورزد ز جان نیندیشد←شمارهٔ ۶۸هزار جان گرامی فدای آن سحری←شمارهٔ ۶۹بیا و عاشق دل‌خسته را دوایی کن←شمارهٔ ۷۰گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم←شمارهٔ ۷۱به حقارت منگر در من مسکین فقیر←شمارهٔ ۷۲خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است←شمارهٔ ۷۳ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است←شمارهٔ ۷۴بیار ساقی عرفان ز ساغر تحقیق←شمارهٔ ۷۵من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی←شمارهٔ ۷۶گر نقش آن نگار پریوار برکشند←شمارهٔ ۷۷هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود←شمارهٔ ۷۸هم‌چو من هیچ‌کسی در غم تو زار مباد←شمارهٔ ۷۹یار ما بی‌وفاست چه توان کرد←شمارهٔ ۸۰اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth