شعر را زندگی کن
→ فخرالدین اسعد گرگانیفخرالدین اسعد گرگانی
فخرالدین اسعد گرگانی

ویس و رامین

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۴۱ - آگاهى یافتن موبد از قیصر روم و رفتن به جنگجهان را گوهر و آیین چنین است←بخش ۴۲ - بردن شاه موبد ویس را به دز اشکفت و صفت دز و خبر یافتن رامین از ویسدز اشکفت بر کوه کلان بود←بخش ۴۳ - زارى کردن ویس از رفتن رامینچو آگه گشت ویس از رفتن رام←بخش ۴۴ - آمدن رامین به دز اشکفت دیوان پیش ویسچو رامین آمد از گرگان سوی مرو←بخش ۴۵ - آمدن شاه موبد از روم و رفتن به دز اشکفت دیوان نزد ویسچو شاه اندر سفر پیروزگر گشت←بخش ۴۶ - مویه کردن شهرو پیش موبدچو باز آمد ز قلعه شاه شاهان←بخش ۴۷ - سپردن موبد ویس را به دایه و آمدن رامین در باغشب دوشنبه و روز بهاری←بخش ۴۸ - آگاهى یافتن موبد از رامین و رفتن او در باغچو شاهنشاه آگه شد ز رامین←بخش ۴۹ - بزم ساختن موبد در باغ و سرود گفتن رامشگر گوسانمه اردیبهشت و روز خرداد←بخش ۵۰ - نصیحت کردن به‌گوى رامین راچو سر برزد خور تابان دگر روز←بخش ۵۱ - اندر پند دادن شاه موبد ویس را و سرزنش کردنچو با رامین سخنها گفت به‌گوی←بخش ۵۲ - پاسخ دادن ویس موبد راچو بشنید این سخن ویس دلارای←بخش ۵۳ - رفتن رامین به گوراب و دور افتادن از ویسچو خواهد بود روز برف و باران←بخش ۵۴ - رفتن رامین به گوراب و دیدن گل و عاشق شدن بر وىاگرچه یافت رامین مرزبانی←بخش ۵۵ - عروسى کردن رامین با گلپس آنگه نامداران را بخواندند←بخش ۵۶ - نامه نوشتین رامین به ویس و بیزارى نمودنچو رامین دید کاو را دل بیازرد←بخش ۵۷ - رسیدن پیگ رامین به مرو شاهجان و آگاه شدن ویس از آنچو پیگ و نامهٔ رامین درآمد←بخش ۵۸ - رفتن دایه به گوراب نزد رامینبگفت این و به راه افتاد شبگیر←بخش ۵۹ - بیمار شدن ویس از فراق رامینز درد جان و دل بر بستر افتاد←بخش ۶۰ - نامه نوشتن ویس به رامین و دیدار خواستنچو بشنید این سخن فرزانه مشکین←بخش ۶۱ - نامه اول در صفت آرزومندى و درد جدایىاگر چرخ فلک باشد حریرم←بخش ۶۲ - نامهء دوم دوست را به یاد داشتن و خیالش را به خواب دیدننگارا تا ز پیش من برفتی←بخش ۶۳ - نامهٔ سوم اندر بدل جستن به دوستکجایی ای دو هفته ماه تابان←بخش ۶۴ - نامهٔ چهارم خشنودى نمودن از فراق و امید بستن بر وصلچه خوش روزی بود روز جدایی←بخش ۶۵ - نامهٔ پنجم اندر جفا بردن از دوستترا دیدم که چونین گش نبودی←بخش ۶۶ - نامهٔ ششم اندر نواختن و خواندن دوستنگارینا ز پیش من برفتی←بخش ۶۷ - نامهٔ هفتم اندر گریستن به جدایى و نالیدن به تنهایىالا ای ابر گرینده به نوروز←بخش ۶۸ - نامهٔ هشتم اندر خبر دوست پرسیدندلی دارم به داغ دوست بریان←بخش ۶۹ - نامهٔ نهم در شرح زارى نمودننگارا سرو قدا ماهرویا←بخش ۷۰ - نامهٔ دهم اندر دعاکردن و دیدار دوست خواستندلی پر آتش و جانی پر از دود←بخش ۷۱ - تمام شدن ده نامه و فرستادن ویس آذین را به رامیننویسنده چو از نامه بپرداخت←بخش ۷۲ - مویه کردن ویس بر جدایى رامینچو ویس دلبر آذین را گسی کرد←بخش ۷۳ - سیر شدن رامین از گل و یاد کردن عهد ویسچو رامین چند گه با گل بپیوست←بخش ۷۴ - گفتن رفیدا حال رامین با گلچو از نخچیر باز آمد رفیدا←بخش ۷۵ - رسیدن آذین از ویش به رامینخوشا بادا که از مشرق درآید←بخش ۷۶ - پاسخ نامهء ویس از رامینسر نامه به نام ویس بت‌روی←بخش ۷۷ - آگاه شدن ویس از آمدن رامیناگرچه عشق سر تا سر زیانست←بخش ۷۸ - رسیدن رامین به مرو نزد ویسخوشا مروا نشست شهریاران←بخش ۷۹ - پاسخ دادن رامین ویس راچو رامین دید بانو را دلازار←بخش ۸۰ - پاسخ دادن ویس رامین راجوابش داد ویس ماه پیکر←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth