شعر را زندگی کن
→ قاآنیقاآنی
قاآنی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۱ - د‌ر مدح شاهزاد‌ه حسنعلی میرزای شجاع‌ا‌لسلطنه فرمایدبناز ای طوس بر راز و ببال ای خاوران بر ری←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۲ - در مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب الله ثراه گویدسرو سیمین مرا از چوب خونین‌ گشت پای←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۳ - در مدح شاهزاده حسنعلی میرزای شجاع السلطنه فرمایدای دفتر گل از ورق حسن تو بابی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۴ - در نسبت ممکن و واجب و هژبر سالب علی بن ابی‌طالب علیه السلام گویدحمد بیحد را سزد ذاتی‌که بی همتاستی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۵ - در توصیف زلف و تخلص بنام نامی مظهرالعجایب غالب کل غالب علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام گویدتو ای نیلوفر بویا که خورشیدت دلیلستی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۶ - له من‌ کلا‌مهنهانی از نظر ای بی‌نظیر از بس عیانستی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۷ - در مدح مقر بالخاقان معتمدالدوله منوچهر‌خان فرمایدماه من ماند به سر و ار سرو جولان داشتی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۸ - و له من کلا‌مهتبارک ای نگار خلّخی ای ماه نوشادی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۹ - و له فی المدیحهگشودی زلف قیرآگین جهان را قیروان‌کردی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۰ - و له فی المدیحهآوخا کز کین چرخ چنبری←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۱ - در مدح جناب شریعتمدار حجة‌الاسلام آقا محمد مهدی کلباسی گویدای زلف یار من از بس معنبری←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۲ - در ستایش شاهزاده آزاده حسنعلی میرزای شجاع السلطنه فرمایددوش درآمد از درم آن مه برج دلبری←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۳ - و له فی المدیحهعقرب جراره دارد ماه من بر مشتری←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۴ - د‌ر مدح امیرالامراء حسن‌خان نظام‌الدوله و تاریخ حفر قنوات سته د‌ر مملکت فارس گویدبه‌ گیسو روی آن ترک تتاری←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۵ - و له فی المدیحهای زلف عزم سرکشی از روی یار داری←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۶ - در ستایش شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب‌الله ثراه گویدای زلف یار چرا آشفته و دژمی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۷ - و له من‌ کلامهترک کشتی‌گیر من میل شنا دارد همی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۸ - و له فی المدیحهاگر هرکس نماید میش را در عید قربانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۹ - د‌ر مدح امیرالامراء ا‌لعظام حسین‌خان نظام‌الدوله فرمایدای ترک سیه‌چشم سراپا همه جانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۰ - د‌ر تزکیهٔ نفس ناسوتی و توجه به عالم لاهوتی و اشاره به مدح خامس آل ‌عبا سیدالشهدا علیه السلامای دل چو تو حالی صفت خویش ندانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۱ - در ستایش امیر بی نظیر الله قلیخان ایلخانی قاجار فرمایدای روی تو فهرست شادمانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۲ - و لی فی المدیحهای مار سیاه جعد جانانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۳ - و له فی المدیحهبه تار زلف دوتا چون نظرکنی دانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - د‌ر مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غا‌زی و جناب حاجی میرزا آقاسی گویدبود این نکته در حکمت‌ سر‌ای غیب برهانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۵ - در مدح شاهزادهٔ آزاده هلاکوخان بن شجاع ا‌لسلطنهٔ مرحوم فرمایدتعالی‌الله‌ که شد معمار انصاف جهانبانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۶ - در ستایش جناب جلالت مآب میرزا کاظم نظام الملک دام مجده گویدچو دولت جمع ‌گردد با جوانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۷ - د‌ر مدح اسدالله الغالب علی‌بن ابیطالب علیه السلام و ستایش محمد شاه مرحومسروش غیبم‌گوید به‌گوش پنهانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۸ - د‌ر مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طاب‌الله ثراه گویددلکی هست مرا شیفته و هرجایی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۹ - در مدح هژبر سالب و شهاب الله الثاقب اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام گویدشبی‌گفتم خرد راکای مه‌گردون دانایی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth