→ هلالی جغتاییهلالی جغتایی
هلالی جغتایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱من بکویت عاشق زار و دل غمگین غریب←شمارهٔ ۴۲ای شده خوی تو با من بتر از خوی رقیب←شمارهٔ ۴۳ای سر زلف تو کمند حیات←شمارهٔ ۴۴چیست پیراهن آن دلبر شیرین حرکات←شمارهٔ ۴۵وه! چه عمرست این که در هجر تو بردم عاقبت؟←شمارهٔ ۴۶در آفتاب رخش آب باده تاب انداخت←شمارهٔ ۴۷ما عاشقیم و بی سر و سامان و می پرست←شمارهٔ ۴۸ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟←شمارهٔ ۴۹ای که می پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟←شمارهٔ ۵۰روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟←شمارهٔ ۵۱ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟←شمارهٔ ۵۲ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست←شمارهٔ ۵۳هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست←شمارهٔ ۵۴عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است←شمارهٔ ۵۵مه ز جور فلک دوتا شده است؟←شمارهٔ ۵۶رفتهست عزیز من و مکتوب نوشتهست←شمارهٔ ۵۷دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست←شمارهٔ ۵۸ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست←شمارهٔ ۵۹دلم بسینه سوزان مشوش افتادست←شمارهٔ ۶۰عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!←شمارهٔ ۶۱راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشترست←شمارهٔ ۶۲دلهای مردمان به نشاط جهان خوش است←شمارهٔ ۶۳مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست←شمارهٔ ۶۴جان من، الله الله! این چه تنست؟←شمارهٔ ۶۵این همه لاله، که سر بر زده از خاک منست←شمارهٔ ۶۶این چنین بیرحم و سنگین دل، که جانان منست←شمارهٔ ۶۷بهر که قصه دل گفته ام دلش خونست←شمارهٔ ۶۸نخل بالای تو سر تا به قدم شیرینست←شمارهٔ ۶۹برخیز، تا نهیم سر خود بپای دوست←شمارهٔ ۷۰گفتی: بگو که: در چه خیالی و حال چیست؟←شمارهٔ ۷۱شیشهٔ می دور از آن لبهای میگون میگریست←شمارهٔ ۷۲این تازه گل، که می رسد، از بوستان کیست؟←شمارهٔ ۷۳من با تو یکدلم، سخن و قول من یکیست←شمارهٔ ۷۴بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیست←شمارهٔ ۷۵در دل بیخبران جز غم عالم غم نیست←شمارهٔ ۷۶کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟←شمارهٔ ۷۷دگرم بسته آن زلف سیه نتوان داشت←شمارهٔ ۷۸در مجلس اگر او نظری با دگری داشت←شمارهٔ ۷۹دل چه باشد کز برای یار ازان نتوان گذشت←شمارهٔ ۸۰روز من شب شد و آن ماه براهی نگذشت←