→ دیوان اشعارامیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۵۶۱زمانه چون تو دلجویی ندارد←شمارهٔ ۵۶۲دلی کو چون تو دلداری ندارد←شمارهٔ ۵۶۳دل من خون شد و جانان نداند←شمارهٔ ۵۶۴دلم جز کوی تو مسکن نداند←شمارهٔ ۵۶۵اگر چشم تو روزی بر مه افتد←شمارهٔ ۵۶۶مهی چون او به دست من نیفتد←شمارهٔ ۵۶۷گر او بی یاد ما در می نیفتد←شمارهٔ ۵۶۸خطی از لعل جانان می برآید←شمارهٔ ۵۶۹به سالی کی چنین ماهی برآید؟←شمارهٔ ۵۷۰مه او چون به ماهی برنیاید←شمارهٔ ۵۷۱سر زلف تو یاری را نشاید←شمارهٔ ۵۷۲گهیت از آشنایان یاد ناید←شمارهٔ ۵۷۳ببین تا دیده چند افسون نماید←شمارهٔ ۵۷۴صبا آمد، ولی دل بازنامد←شمارهٔ ۵۷۵نگارا، از من مسکین چه خیزد؟←شمارهٔ ۵۷۶غم من شادی کس را نپرسد←شمارهٔ ۵۷۷از یاد تو دل جدا نخواهد شد←شمارهٔ ۵۷۸امشب بت ما به نزد ما بود←شمارهٔ ۵۷۹وقتی دل ما ازان ما بود←شمارهٔ ۵۸۰عشق آمد و دل ز دستِ ما بُرد←شمارهٔ ۵۸۱یاری دل ما به رایگان برد←شمارهٔ ۵۸۲تاب رخت آفتاب ناورد←شمارهٔ ۵۸۳ای همنفسان که پیش یارید←شمارهٔ ۵۸۴با یار ز من خبر بگویید←شمارهٔ ۵۸۵از رنگ رخت قمر توان کرد←شمارهٔ ۵۸۶فریاد، ز غمزه تو فریاد←شمارهٔ ۵۸۷خطی که قرین حال باشد←شمارهٔ ۵۸۸گر مه چو تو با جمال باشد←شمارهٔ ۵۸۹آن را که غم تو یار باشد←شمارهٔ ۵۹۰گر یار به دل درون نباشد←شمارهٔ ۵۹۱آن دوست که بود خصم جان شد←شمارهٔ ۵۹۲فریاد که عشق کهنه نو شد←شمارهٔ ۵۹۳جانا، چو تویی دگر نیاید←شمارهٔ ۵۹۴هنگام گل است و باده باید←شمارهٔ ۵۹۵چون سرو تو از قبا برآید←شمارهٔ ۵۹۶گر دلبر من بر من آید←شمارهٔ ۵۹۷یاری که طریق ناز دارد←شمارهٔ ۵۹۸گل رنگ نگار ما ندارد←شمارهٔ ۵۹۹بی یاد تو غم جهان نسوزد←شمارهٔ ۶۰۰چشمم همه روز خون تراود←