شعر را زندگی کن
خاقانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۱ای قوی دل به رفیع‌الدرجات←غزل شمارهٔ ۴۲عیسی‌لب است یار و دم از من دریغ داشت←غزل شمارهٔ ۴۳دست قبا در جهان نافه‌گشای آمده است←غزل شمارهٔ ۴۴ای باد صبح بین که کجا می‌فرستمت←غزل شمارهٔ ۴۵لعل او بازار جان خواهد شکست←غزل شمارهٔ ۴۶دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت←غزل شمارهٔ ۴۷رخ تو، رونق قمر بشکست←غزل شمارهٔ ۴۸از حال خود شکسته دلان را خبر فرست←غزل شمارهٔ ۴۹زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست←غزل شمارهٔ ۵۰روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت←غزل شمارهٔ ۵۱به باغ وصل تو خاری رقیبِ صد ورد است←غزل شمارهٔ ۵۲تیره‌زلفا بادهٔ روشن کجاست←غزل شمارهٔ ۵۳دردی است درد عشق که درمان‌پذیر نیست←غزل شمارهٔ ۵۴شمع شب‌ها بجز خیال تو نیست←غزل شمارهٔ ۵۵سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست←غزل شمارهٔ ۵۶ما به غم خو کرده‌ایم ای دوست ما را غم فرست←غزل شمارهٔ ۵۷بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفت←غزل شمارهٔ ۵۸شوری ز دو عشق در سر ماست←غزل شمارهٔ ۵۹دل شد از دست و نه جای سخن است←غزل شمارهٔ ۶۰آن نازنین که عیسی دل‌ها زبان اوست←غزل شمارهٔ ۶۱عیسی‌لبیّ و مرده دلم در برابرت←غزل شمارهٔ ۶۲گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت←غزل شمارهٔ ۶۳چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست←غزل شمارهٔ ۶۴کیست که در کوی تو فتنهٔ روی تو نیست←غزل شمارهٔ ۶۵عشق تو قضای آسمانی است←غزل شمارهٔ ۶۶مِی‌ خور که جهان حریف‌جوی است←غزل شمارهٔ ۶۷دل را ز دم تو وامْ روزی است←غزل شمارهٔ ۶۸ای دل به عشق بَرِ تو ، که عشقت چه درخور است←غزل شمارهٔ ۶۹خاکی‌دلم که در لب آن نازنین گریخت←غزل شمارهٔ ۷۰خه که دگرباره دل، درد تو در برگرفت←غزل شمارهٔ ۷۱به دو میگون لب و پسته دهنت←غزل شمارهٔ ۷۲هر که در عاشقی قدم نزده است←غزل شمارهٔ ۷۳جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت←غزل شمارهٔ ۷۴سر و زر کو که منت یارم جست←غزل شمارهٔ ۷۵یارب آن خال بر آن لب چه خوش است←غزل شمارهٔ ۷۶در عشق تو عافیت حرام است←غزل شمارهٔ ۷۷به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست←غزل شمارهٔ ۷۸چرا ننْهم؟ نهم دل بر خیالت←غزل شمارهٔ ۷۹هر که به سودای چون تو یار بپرداخت←غزل شمارهٔ ۸۰دلم در بحر سودای تو غرق است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth