→ دیوان اشعارصفای اصفهانی
صفای اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱سرخوان وحدت آندم که بدل صلا زدم من←شمارهٔ ۱۲۲گاه دی است و نوبت فصل بهار من←شمارهٔ ۱۲۳به عشق خویش مرا خوی داد دلبر من←شمارهٔ ۱۲۴به تار موی بتی شد سلاسل دل من←شمارهٔ ۱۲۵پورا بسلطنت رسی این پند گوش کن←شمارهٔ ۱۲۶دور عشقست گر ای نطقه دل خون باشی←شمارهٔ ۱۲۷در دل متجلی شد آن دلبر روحانی←شمارهٔ ۱۲۸ز چه کرد با چنین روبر خلق خودنمائی←شمارهٔ ۱۲۹بکوی دوست نه جانیست راهبر نه تنی←شمارهٔ ۱۳۰در ارض سما نبود آن دلبر هر جائی←شمارهٔ ۱۳۱عیسی عشق ندارد سر درمان کسی←شمارهٔ ۱۳۲مرا کوهیست بار دل غم یارست پنداری←شمارهٔ ۱۳۳در رحمت ابد بر من خسته باز کردی←شمارهٔ ۱۳۴با دوصد ناز ز من دوش به راه عجبی←
→ صفحهٔ قبل۴ از ۴