→ دیوان اشعاربابافغانی
بابافغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را←شمارهٔ ۲ای از لب تو خطبه کلام قدیم را←شمارهٔ ۳در دل نشانم هر نفس خار تو، در گلزارها←شمارهٔ ۴به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را←شمارهٔ ۵تازگیی که شد ز می آن رخ همچو لاله را←شمارهٔ ۶ای تو را بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها←شمارهٔ ۷ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محرابها←شمارهٔ ۸از عمر بسی نماند ما را←شمارهٔ ۹زهی حیات ابد از لبت حوالهٔ ما←شمارهٔ ۱۰شکسته شد دل و شاد است جان خستهٔ ما←شمارهٔ ۱۱دلگیرم از بزم طرب غمخانهای باید مرا←شمارهٔ ۱۲کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا←شمارهٔ ۱۳به هر گلشن که بینم مبتلایی رو نهم آنجا←شمارهٔ ۱۴که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ تو را ←شمارهٔ ۱۵شد باز دیده بر رخ نیکوی او مرا←شمارهٔ ۱۶در این چمن چه گلی باز شد به منزل ما←شمارهٔ ۱۷منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را←شمارهٔ ۱۸برون خرام و قدم نه رکاب زرین را←شمارهٔ ۱۹وای که تلخ شد دوا، بر دل پرگزند ما←شمارهٔ ۲۰ز بس که داشتی ای گل همیشه خوار مرا←شمارهٔ ۲۱عشقت مدام خون جگر میدهد مرا←شمارهٔ ۲۲نظر بغیر نباشد اسیر بند تو را←شمارهٔ ۲۳به هر سرچشمه کآن آرام جان زد خرگهی آنجا←شمارهٔ ۲۴عرضه مده به دور گل ساغر لالهگون مرا←شمارهٔ ۲۵نه هوای باغ سازد نه کنار کشت ما را←شمارهٔ ۲۶چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را←شمارهٔ ۲۷صبح است و جلوه داده مستان پیالهها را←شمارهٔ ۲۸آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا←شمارهٔ ۲۹در طاعت و عشرت به قرار است دل ما←شمارهٔ ۳۰که برفروخت به می چهر آفتاب مرا←شمارهٔ ۳۱بسوی من نظر مهر نیست ماه مرا←شمارهٔ ۳۲ساقیا بیدار گردان چشم خوابآلوده را←شمارهٔ ۳۳آنکه به تیزی زبان نرم کند ادیب را←شمارهٔ ۳۴بد نمیآید هلاک دوستان خوب مرا←شمارهٔ ۳۵وبال گشت گل باده بر پلاس مرا←شمارهٔ ۳۶گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ما←شمارهٔ ۳۷نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را←شمارهٔ ۳۸دارد زبون به تیغ زبان طعنهگو مرا←شمارهٔ ۳۹هرگز نظر به کام نیالودهایم ما←شمارهٔ ۴۰ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغها←
۱ از ۱۵صفحهٔ بعد ←