شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارقاسم انوار
قاسم انوار

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۰۱مرا با روی تو پیوسته روییست←شمارهٔ ۲۰۲باغبانا، به جهان تخم نکو باید کاشت←شمارهٔ ۲۰۳باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشت←شمارهٔ ۲۰۴در شرح آن جمال بیان‌ها ز حد گذشت←شمارهٔ ۲۰۵دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت←شمارهٔ ۲۰۶چشم سرمست تو ما را بستم کاری کشت←شمارهٔ ۲۰۷ناگهان در تاخت عشقت، ملک جان یغما گرفت←شمارهٔ ۲۰۸ذکر جمیل یار جهان را فرو گرفت←شمارهٔ ۲۰۹هرگز هوای وصل تو از جان ما نرفت←شمارهٔ ۲۱۰جان ببوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت←شمارهٔ ۲۱۱دیدمش دوش که سرمست و خرامان می‌رفت←شمارهٔ ۲۱۲اسرار تو با خاطر هشیار توان گفت←شمارهٔ ۲۱۳با عشق ز تسبیح و مصلا نتوان گفت←شمارهٔ ۲۱۴در حسن و جمالی که تو داری چه توان گفت؟←شمارهٔ ۲۱۵بحق صحبت دیرین مرا مران بخجالت←شمارهٔ ۲۱۶ای رهنمای ملک معانی، چه گویمت؟←شمارهٔ ۲۱۷ای پرتو جمال الهی،چه گویمت؟←شمارهٔ ۲۱۸ای دل، چو پیش آمد غمی، آن را فرج دان، نه حرج←شمارهٔ ۲۱۹من و معشوق و جام ناب صباح←شمارهٔ ۲۲۰عشق تو مرا از هر دو جهان ساخت مجرد←شمارهٔ ۲۲۱ای دل و جان گرامی به تمنای تو شاد←شمارهٔ ۲۲۲بسودای تو خوش حالیم و دلشاد←شمارهٔ ۲۲۳بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد←شمارهٔ ۲۲۴جام در پای صراحی سر نهاد←شمارهٔ ۲۲۵دریغ باشد ازین چار سوی کون و فساد←شمارهٔ ۲۲۶سفر گزیدم ازین آستان کون و فساد←شمارهٔ ۲۲۷ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد←شمارهٔ ۲۲۸هزار شکر که سلطان عشق جان را داد←شمارهٔ ۲۲۹بنده پیر مغانیم، که جاویدان باد←شمارهٔ ۲۳۰حدم آن کس زند که بادم داد←شمارهٔ ۲۳۱ساقیم باده داد و بادم داد←شمارهٔ ۲۳۲نگین سلیمان بدیوان که داد؟←شمارهٔ ۲۳۳ساقی مرا ز باده ناب مغانه داد←شمارهٔ ۲۳۴تو آن دری که در عمان نگنجد←شمارهٔ ۲۳۵ابر سودای تو آن لحظه که توفان بارد←شمارهٔ ۲۳۶دلم از جور تو بسیار شکایت دارد←شمارهٔ ۲۳۷ز ذوق عالم عرفان کجا خبر دارد←شمارهٔ ۲۳۸دیده مشتاق و دلم میل فراوان دارد←شمارهٔ ۲۳۹نقاره سحری قصه‌ای نهان دارد←شمارهٔ ۲۴۰آن خواجه سر بشر ندارد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth