شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارقاسم انوار
قاسم انوار

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۴۱مرا سودای او دیوانه دارد←شمارهٔ ۲۴۲بپیش اهل سیادت سعادتی دارد←شمارهٔ ۲۴۳دلم از شیوه شیرین تو شوری دارد←شمارهٔ ۲۴۴هر دلی در دو جهان چشم و چراغی دارد←شمارهٔ ۲۴۵جانم از نرگس مخمور تو جاهی دارد←شمارهٔ ۲۴۶جانم از دولت درد تو دوایی دارد←شمارهٔ ۲۴۷در ولای تو دلم حسن وفایی دارد←شمارهٔ ۲۴۸من رند خرابات مغانم چه توان کرد؟←شمارهٔ ۲۴۹تا که از جور زمان بر جگرم ریش رسد؟←شمارهٔ ۲۵۰چو عکس مشرق صبح ازل هویدا شد←شمارهٔ ۲۵۱تا به کی این دل من واله و شیدا باشد؟←شمارهٔ ۲۵۲تا به کی خاطر من واله و شیدا باشد؟←شمارهٔ ۲۵۳در قیامت همه کس طالب و جویا باشد←شمارهٔ ۲۵۴طور سینا چه بود؟ سینه دانا باشد←شمارهٔ ۲۵۵گر همه میل دلت جانب سلما باشد←شمارهٔ ۲۵۶هر کرا در دل و جان عشق و تولا باشد←شمارهٔ ۲۵۷هر که او را هوس منصب اعلا باشد←شمارهٔ ۲۵۸مرا گر اندرون پر نار باشد←شمارهٔ ۲۵۹ارنی و لن ترانی راز و نیاز باشد←شمارهٔ ۲۶۰مست و مستور ندیدیم و گر هم باشد←شمارهٔ ۲۶۱مظهر ذات و صفت آدم و عالم باشد←شمارهٔ ۲۶۲تا دل آشفته آن زلف پریشان باشد←شمارهٔ ۲۶۳عاشقی را،که دل از عشق پریشان باشد←شمارهٔ ۲۶۴گرترا میل دلی سوی دل و جان باشد←شمارهٔ ۲۶۵گر دلم عید ترا لایق قربان باشد←شمارهٔ ۲۶۶کسی که روی تو بیند چگونه شاد نباشد؟←شمارهٔ ۲۶۷نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد←شمارهٔ ۲۶۸بپیش درد من درمان چه باشد؟←شمارهٔ ۲۶۹رنگرز و رنگرزی دیر شد←شمارهٔ ۲۷۰از دولت وصال تو کارم بکام شد←شمارهٔ ۲۷۱آیینه سبب گشت که روی تو عیان شد←شمارهٔ ۲۷۲درمان طلب کردم بسی،این درد را درمان نشد←شمارهٔ ۲۷۳باز دست عشق عقلم را گریبان میکشد←شمارهٔ ۲۷۴شوری از شیوه شیرین تو پیدا آمد←شمارهٔ ۲۷۵روی هرکس که باندازه مرآت آمد←شمارهٔ ۲۷۶باده از خم ارادت بسعادت آمد←شمارهٔ ۲۷۷بر دلم بار غم عشق بغایت آمد←شمارهٔ ۲۷۸آن ماه دل افروز که رشک قمر آمد←شمارهٔ ۲۷۹امروز بار دیگر آن ماه دلبر آمد←شمارهٔ ۲۸۰باز آفتاب دولت از بام ما بر آمد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth